گفتگوبا موسی ممبینی همکارشاعر

زندگی سبزی برگ است در اندیشه باغ

(دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴) ۱۴:۵۰

موسی ممبینی یکی از همکاران خوب ما درروابط عمومی پتروشیمی تندگویان است که دارای طبع شعر است وسالها ست که به مناسبتهای مختلف اشعاری را سروده وعلاوه بر سروده های دیگرمجموعه شعری به نام الفبا برای کودکان گردآوری کرده است

همچنین بسیاری از شعرهای او درقالب های مختلف مثل غزل ، مثنوی ، شعرنو و دوبیتی درنشریه پیام پتروشیمی چاپ شده است با این همکار شاعربیشتر آشنا شوید.

لطفا خودتان رامعرفی کنید؟

ساده گر می خواهی

پسر ایرانم

ازتبار شیران

که دلم زنجیرست

بر ضریح مولا

موسی ممبینی هستم متولد سال 1357 درشهرستان امیدیه ،از سال 1371 تا 1373 دوره کارآموزی شرکت نفت را گذراندم ولی شروع کارم از سال 1379 درپتروشیمی شهید تندگویان بود درحال حاضر کارشناس روابط عمومی هستم و درمقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت اجرائی تحصیل می کنم ، همچنین دارای همسری مهربان ویک پسر شیرین زبان هستم  .

 از چه زمانی به دنیای شعر وشاعری پا گذاشتید؟ 

 شروع کارم از دوران کودکی و نوجوانی بود که برای مجلاتی مانند سروش کودکان و کیهان بچه ها مطلب می فرستادم و درمسابقات مدارس هم شرکت می کردم اگرچه  همه درس هایم خوب بود ولی  به قول قدیمی ها  زنگ انشاء و ادبیات میدان یکه تازیم بود .به خاطر دارم کلاس دوم دبستان دوبیتی هایی از بابا طاهر را سرکلاس خواندم آنقدر بچه های کلاس و معلم خوششان آمد که مجبورشدم چندین مرتبه تکرار کنم . درزمان خدمت بیشتر دکلمه می نوشتم و هم خدمتی هایم اکثرا" از متن های من برای نامه نگاری استفاده می کردند بعضا" برای نامزدهایشان هم ازاین مطالب می فرستادند.

آیا کسی هم درکشف این استعداد به شما کمک کرد؟

دردانشگاه وقتی رشته برق می خواندم استاد ادبیاتی داشتم به نام دکتر سنایی که چندین کتاب نوشته بودند، ایشان واقعا" اهل دل بودند چند تا ازشعرهایم را نشان  دادم که درقالب های مختلف مثل غزل ، مثنوی و شعرنو بودند ایشان خیلی مرا برای ادامه کارتشویق کردند. مخصوصا" درشعرنو، سبکی که من شعرگفته بودم با حرف واو شروع می شد که ایشان می گفتند اگر بر روی همین سبک تمرین کنم پیشرفت خوبی خواهم داشت ولی متاسفانه هرچند ارادتی خاص به ایشان داشتم مشکلات نگذاشت که گوش شنوا داشته باشم.

فکر می کنید چه عواملی در اندیشه شعری شما تاثیر گذار بوده اند؟

خوب درمرحله اول خانواده تاثیر بسزایی دارند ولی من به شخصه از خیلی چیزها درشعرهایم الهام می گیرم مثلا" از خنده های کودکم و حتی از باریدن باران 

شاد می خواهم زیست    

 شاد چون کودک چند ماهه خویش 

 بی خیال اما

 پر زاحساس و شعور

پر ز فریاد وشعف

آیا درخانواده تان کسی به هنر یا شعر وشا عری علاقه مند است؟

خانواده ام، خانواده هنردوستی هستند یکی از برادرانم نقاشی های خیلی قشنگی می کشد. خانمم هم درهنرهای مخصوص بانوان مثل آشپزی، شیرینی پزی و خیاطی واقعا" استاداست .علاوه برآن تمامی تابلوهای گل وهمچنین مجسمه های داخل خانه را خودشان درست کرده اند . پدر بزرگم هم از بزرگان منطقه بود و خط خوب و انشاء خیلی قوی داشتند. ایشان علاقه زیادی به کتاب و شعر داشتند و درکودکی مرا تشویق می کردند که زیاد مطالعه کنم. همین جا فرصت را مغتنم می شمارم واز تمامی عزیزانی که برای من زحمت کشیدند به ویژه خانواده ام تقدیر وتشکر می کنم.

سروده های شما در قالب چه مضمونهایی است؟

درقالب های مختلف مثل غزل ، مثنوی ، شعرنو و دوبیتی شعرگفته ام اما خودم به شخصه شعرنو را دوست دارم و احساس می کنم درآن موفق ترهستم اما غزل دلنشین ترین سبک شعراست به عبارتی اگر بخواهیم دربین سبک های شعری سخت ترین وزیباترین آنها را نام ببریم همان غزل رامی توان نام برد .

کدام یک از شاعران کلاسیک وکدامیک از شاعران معاصر بیشترین تاثیر را روی شما گذاشته وبه شعر کدام شاعر بیشتر علاقه مند هستید؟

ازشاعران گذشته حافظ و مولوی را دوست دارم به نظرم اوج بندگی ،عرفان  و معنویت دراشعاراین دو شاعر بزرگ وجود دارد ازشاعران معاصر ،بعضی از اشعار سهراب سپهری وهمچنین مثنوی های پروین اعتصامی را خیلی دوست دارم .برخی از اشعارم هم تحت تاثیر اشعار سهراب سپهری می باشد.

آیا مجموعه ای از اشعار دارید؟ تاکنون آن را منتشر کرده اید؟

علاوه برشعرهای مختلفی که می توان آنهارا آماده کرد، مجموعه شعری به نام الفبا برای کودکان دارم که خودم هم نمی دانم چرا تا حالا برای چاپش اقدام نکردم شاید بدلیل اینکه بیشتر سالها همزمان درگیر کارو درس خواندن بودم ،فرصتی برای اینکار پیش نیامده است .

برای شعر گفتن الهام می گیرید یا ذهن خود را درگیر می کنید؟

هردوحالت وجود دارد اما شعرهای الهامی بیشتر به دل خودم می نشیند گاهی شده خیلی سعی کردم درمورد مطلبی شعر بگویم مطلب را هم نوشتم چاپ هم شد ولی باب میل دل خودم نبوده است. به طور کلی شعرالهامی چیز دیگریست.

کدام سروده خود را بیشتردوست دارید؟

مثنوی دارم درمورد امام علی (ع) که تقریبا" صد بیت است این صد بیت در دوشب پشت سرهم نوشته شده اند و به قولی تا روی کاغذ نیامدند راحتم نگذاشتند

.یا علی یعنی چه و جایش کجاست       معنی و مفهوم آن بی انتهاست

همچنین شعری درمورد حضرت فاطمه و شعرخاک را ازبین شعرهایم بیشتر از بقیه دوست دارم.

پیشنهاد شما به کسانی که علاقه مند به سرودن شعر هستند چیست؟

درابتدا بگویم من خودم را شاعرنمی دانم و برای دل خودم شعرمی گویم ولی ازطرفی اعتقاد دارم تمامی ایرانی ها ذوق و استعداد شعرگفتن را دارند ولی باید آن را باورکنند. برای رسیدن به موفقیت درهرمسیری علاوه برعلاقه دوعنصر مهم را باید مورد توجه قراردهیم اول آموزش مستمر و دوم تمرین.آموزش در شعر ازطریق مطالعه آثارشاعران قدیم وجدیدو حضور درمحضر اساتید حاصل می شود. تمرین هم خیلی مهم است زیرا یکی از عوامل اصلی موفقیت است . دریکی از شعرهایم به این موضوع اشاره کردم .

با خودم می گویم

پای هرپروازی  

 چه فراوان پر ریخت

با این روحیه کار درروابط عمومی را چگونه ارزیابی می کنید؟

من به شخصه  کاردرروابط عمومی را  خیلی دوست دارم ولی متاسفانه ساختار و چارت سازمانی آن متناسب با وظیفه اش نیست . ازآنجا که محیط صنعت محیطی خشک است کارکنان احتیاج زیادی به انگیزه و شادابی دارند. واین یکی از وظایف مهم روابط عمومی هاست . اما ساختار فعلی روابط عمومی ها وجایگاه آن باعث بی انگیزگی در کارکنان خود روابط عمومی هم می شود.  درخصوص روابط عمومی من همیشه یاد این شعر می افتم ؛

من مست و تو دیوانه     ما را که برد خانه

در تنهایی چه شعری رو با خودتون زمزمه می کنید؟

این قافله عمر عجب می گذرد                  دریاب دمی که با طرب می گذرد

همچنین شعرهای  مادر وزندگی  چیست را که خودم سرودم.

زندگی سبزی برگ است

دراندیشه باغ

زندگی جنبش بذراست

پی خواب وخیال

آخرین سروده شما کی بوده است؟

آخرین سروده ام قبله دل است که در محرم امسال سرودم اما  بعد از آن بعضی ازشعرهای قبلی را مرتب و یا کامل کردم.

یکی از اشعار کوتاه خودتان را بخوانید؟

سلسله عشق چیست ؟ خیل گدایان اوست

                                                     جان بدهند جملگی در ره آئین دوست

سلسه جنبان مگر ، غیرحسین می شود

                                                      روبه حرم گو برو ، قبله همان روبروست.

یاشعری دیگر:

آرزویم اینست

که دلت دریا باد

تا به هنگام غروب

بی شک وبی تردید

دل به دریا بدهم

آیا شاعر شدن روحیه خاصی می طلبد ؟

به طور کلی گام گذاشتن در وادی هنر روحیه خاصی را می طلبد به قولی باید اهل دل باشی گاهی باید چیزی را ببینی که دیگران نمی بینند و یا چیزی را بشنوی که دیگران نمی شنوند. زیرا فریاد را همه می شنوند هنرشنیدن صدای سکوت است .

آیا درمحافل ادبی مثل شب شعر هم شرکت می کنیدچه تاثیری برروحیه شاعران می تواند داشته باشد؟

قبلا" بله شرکت می کردم  ولی بدلیل مشغله کاری و درسی مدت زیادی است که متاسفانه موفق به این کارنشدم بنظر بنده باعث ایجاد روحیه نشاط و شادابی و همچنین تقویت انگیزه افراد می شود و حداقل افراد از تجارب همدیگراستفاده می کنند.

به هنر دیگری هم علاقه مند هستید؟

به عکاسی و خطاطی هم علاقه دارم.

تاکنون شعری دروصف خانواده خود گفته اید؟

بله در وصف پدرو مادرم دوقطعه شعرگفتم که شعرمادرچندین جا چاپ شده است و متاسفانه تلخ ترین شعر زندگیم هم مربوط به شعریست که به پیشنهاد خانواده برای سنگ مزارمادرم نوشتم.

چند سال است برای نشریه پیام پتروشیمی شعر ارسال می کنید؟

فکر کنم حدود 6 سالی است که با مجله پیام پتروشیمی کار می کنم

جمله ای توصیفی درخصوص شعر بگویید؟

این سوال شما خود باعث شعری شد به نام( بارش باران) که قسمت آخرآن را می نویسم:

یادم آمد روزی

پشت پرچین بهار

شاعری با من گفت

به گمانم اما 

بارش باران است

برکویر دلها

گفتگو با خانم آسیه بهزادی همسرآقای موسی ممبینی

آسیه بهزادی هستم متولد  سال1360 در شهرستان امیدیه ، درسال 1386 با آقای ممبینی ازدواج نمودم که ثمره آن هم آقا پسری به نام امیرحسین است که خداوند منان در نوروز سال 1391 به ما هدیه داده است . لیسانس علوم تجربی دارم ودرحال حاضر مربی مهد کودک هستم.

علاقه زیادی به خیاطی ، آشپزی و شیرینی پزی وگلسازی دارم تابستانها هم که وقت بیشتری دارم کلاسهای ورزشی را پی گیری می کنم .پسرم هم مانند همسرم علاقه عجیبی به کتاب دارد وحتما باید هر شب برایش کتاب بخوانم.

آقای ممبینی واقعا مهربان و با گذشت است از ویژگیهای بارز ایشان می توان صداقت ،مهربانی و وقت شناسی را نام برد .ایشان علیرغم کار وهمچنین درس خواندن در مقطع کارشناسی ارشد سعی می کند تاحدی که می تواند در کارهای خانه کمک نماید و همچنین وقت کافی برای تربیت وتعلیم امیرحسین بگذارد.

زندگی باایشان از لحاظ اینکه روحیه لطیف و مهربانی دارند و همچنین در کارها منظم هستند خوب است اما به همین دلایل هم سختی های خاص خود رادارد. معمولا وقتی شعری می گویند اول برای من و امیرحسین می خوانند. نکته جالب اینکه وقتی پسرمان نوزاد بودند تمام لالایی ها وشعرهایی که برای ایشان می خواندند سروده های خودش بود حالا هم بعضی وقتها امیرحسین با زبان کودکانه قسمتی از شعر یا ترانه ای را می گوید واز پدرش می خواهد که آن را برایش بخواند

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید