شماره 28

درباره نقش عاطفی والدین به فرزندان بیشتر بدانیم

(دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸) ۲۰:۴۹

برقراری تعادل عاطفی در خانواده از نکات بسیار مهمی است که همواره مورد سئوال و گفتگو بوده است. عوامل بسیاری سبب برهم خوردن تعادل عاطفی در خانواده می گردد؛ هر یک از این عوامل می تواند که موازنه ارتباطات را بهم بریزد.

  ازمهمترین عواملی که باعث از بین رفتن تعادل عاطفی یا مانع ارضای نیازهای عاطفی کودکان می شود می توان به بی مهری یا محبت بیش از اندازه ی آنها اشاره کرد. به عبارتی والدین یا از این طرف و یا آن طرف بام می افتند.

بی مهری والدین

علاقه به فرزند یک امر غریزی است. انسان به طور طبیعی به فرزند خویش علاقه دارد؛ به طوریکه برای او فداکاری می کند. بیمهریوالدین نسبت به فرزند، امری غیر عادی است و از همین رو باید سابقه تربیتی پدر و مادر مورد بررسی قرار گیرد. گاهی پدران و مادران، خود با بی توجهی پدر و مادر روبرو بوده و یا حتی مورد آزار قرار گرفته اند از این رو از نظر تربیتی حس مسئولیت در آنان پرورش نیافته است.بی مهری و طرد فرزندان از طرف پدر و مادر به دو طریق انجام می گیرد:

بی اعتنایی به وجود فرزند

هنگامی که فرزند مورد بی اعتنایی کامل والدین قرار گیرد احساس می کند، اگرچه یکی از اعضای خانواده است ولی در واقع نسبت به آن بیگانه است و سرباری بیش نیست. حتی ممکن است در عالم کودکی تصور کند که اساسا بچه آن خانواده نیست.

سختگیری و تعدی به کارها و فعالیت ها

والدین به وسیله تنبیه و سرزنش و ایرادهای گوناگون نسبت به فعالیت های کودک، بی مهری خود را نسبت به او ابراز می دارند. در این مواقع با آنکه منشأ رفتار نامناسب پدر و مادر، همان بی مهری است، ولی ظاهراً چنین نشان می دهند که به خاطر محبت و دوست داشتن فرزند است که به فعالیت های او ایراد می گیرند و سرزنش می کنند تا او رفتار خود را برای صلاح و صرفه اش تعدیل کند.

اگرچه هر دو نوع رفتار برای کودک مضر است، ولی ضرر روش دوم، یعنی سختگیری و گوشمالی های بیجا و بی جهت، بیش از روش اول است و کوچکترین ضررش این است که باعث می شود کودک، پشتوانه پدر و مادر و اعتماد به نفس خود را از دست بدهد و همواره با اضطراب و تشویق خاطر زندگی کند. این نوع کودکان به دلیل سرزنش هایی که می شوند از قبول مسئولیت نیز شانه خالی می کنند تا هنگام اشتباه سهوی، مورد سرزنش دیگران قرار نگیرند. از دیگر صفات بارز این کودکان، ترس و کمرویی است که در تمام مراحل زندگی گریبانگیر و مانع پیشرفتشان می شوند. این کودکان اگر نتوانند به والدین خود اعتماد کنند به هیچ کس دیگر نمی توانند اعتماد کنند و انزوا و تنهایی همواره آزارشان خواهد داد.

محبت بیش از اندازه والدین
طبیعی است فرزندان – مخصوصا در دوران نوزادی – به توجه و محبت مطلق نیاز دارند. محبت به فرزند به چند روش مختلف صورت می‌گیرد، که مسلما اینمحبت‌هابه مرحله رشد کودکان بستگی دارد.

محبت به فرزندان در روش های مختلف صورت می گیرد،که مسلما این محبت ها به شیوه انتخابی والدین بستگی به مرحله رشد کودکان دارد. اگر فرزند شما نوزاد است، محبت ما نسبت به نوزاد از راه های بسیار مستقیم و فیزیکی ابراز می شود مانند غذا دادن، بغل کردن، نوازش کردن، حرف زدن و بازی با او و اگر کودک نوپا است، باید بر صحبت کردن با او، تشویق به یادگیری مهارت هایی مثل راه رفتن، غذا خوردن و لباس پوشیدن تاکید کرد.

شروع سن مدرسه، مرحله مهمی از مراحل رشد کودک است. اگر فرزند شما دانش آموز است، باید ارتباطات بیشتر کلامی باشد. در این مرحله می توان برای محبت کردن به او، به کارهایی که در مدرسه انجام می دهد، توجه کرد و نشان داد که از خواسته های او حمایت می کنیم و برای آنها ارزش قائل هستیم. همچنین نباید محبت خود را تنها با بغل کردن، ادای کلمات و الفاظ خوب و رسیدگی به نیازهای فوری و جسمانی او نشان دهیم. هرچند که این شیوه ابراز محبت هم ضروری است، اما محبت واقعی در کمک به فرزند، برای درک و کسب استقلال بیشتر است.

محبت زیاده از حد نیز به همان میزان طرد و محرومیت برای عواطف کودک مضر است. اگر فرزندان درسن رشد جسمی و عاطفی با تایید و حمایت مطلق مواجه باشند در اولین مانع – هر چند کوچک – سر خورده و ناامید می شوند و جرئت ادامه مسیر را از دست می دهند. حتی به عقیده روانشناسان، محبت بیش از حد در سنین رشد و تحصیل- که به راستی باید محبت بی جا نامید - بیش از نامهربانی، اثرات زیانبخش دارد. بدین سبب والدین باید هرچه کودک بزرگتر می شود در عین ابراز محبت به او بفهمانند که ا ین محبت و توجه تا آخر زندگی او ادامه نخواهد داشت، و او در آینده باید شخصاً به حل مشکلات خود بپردازد و دارای استقلال و اعتماد به نفس باشد. برای اینکه کودک به تدریج استقلال یابد و خود را از وجود والدین بی نیاز سازد و بتواند شخصاً زندگی کند، باید هر عمل کوچکی که انجام می دهد و اعتماد به نفس او را آشکار می سازد مورد تشویق والدین قرار گیرد. والدین در این مرحله باید ضمن راهنمایی، راه را برای تجربه فرزندانشان هموار کنند و حتی موارد اشتباه را با تحلیل مدبرانه به عاملی برای عملکرد درست در آینده تبدیل کنند. والدین باید توجه داشته باشند که جامعه چارچوب های خود را دارد و برای کسی فرش قرمز پهن نمی کند. فرزندان باید به گونه ای وارد جامعه شوند که بتوانند از پس مشکلات خود بر بیایند.



پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید