گفتگو با شیرین ایزدی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

از وسواس نترسید،آن را درمان کنید

(سه شنبه ۱۵ دی ۱۳۹۴) ۰۹:۰۰

اگر شما اختلال وسواس داشته باشید، ممکن است رفتارهای تکرارشونده، تمام زندگی‌تان را پرکنند. در این‌ صورت، پریشانی، افکار ناخواسته یا تصاویری دارید که برای شما مفهومی ندارند. این افکار یا تصاویر، با وجود تلاش شما برای نادیده گرفتن‌شان، مدام باز می‌گردند. شما ممکن است برای وسواس‌تان، بسیار عذاب بکشید و به دنبال آن باشید که ازآن رهایی یابید. گفتگوی ما رادراین زمینه با خانم شیرین ایزدی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی بخوانید


اختلال وسواس فکری، عملی چیست  و چه تاثیری در زندگی افراد دارد؟

اختلال وسواس فکری، عملی یکی از اختلال های اضطرابی است که تقریباً 1 تا 3 درصد افراد جامعه ممکن است به این اختلال مبتلا شوند. زنها اندکی بیشتر از مردان به آن مبتلا می­شوند و البته در کودکی، پسرها بیشتر دچار این اختلال هستند. به طور کلی وسواس­های فکری یا عملی رنج و عذاب زیادی به بیمار تحمیل می­کند، وقت گیر است به گونه­ای که زندگی شغلی، تحصیلی،  اجتماعی، ازدواج و .... فرد را فلج می­کند.

وسواس فکری و عملی شامل چه مواردی است؟

وسواس­های فکری شامل افکار، تصاویر ذهنی مداوم، مزاحم، نامناسب بی­ربط و ناراحت کننده و ناخواسته­ای هستند که موجب اضطراب می­شوند. بدنبال اضطراب فرد تلاش می­کند این افکار یا تصورات را ندیده بگیرد یا سرکوب کند و یا با پرداختن به افکار یا فعالیت­های، دیگر مثل انجام یک وسواس عملی، آنها را خنثی سازد.

وسواس­های عملی شامل رفتارهای تکراری وذهنی است . رفتارهای تکراری مانند شستشو، رعایت نظم و ترتیب، تقارن، وارسی کردن و چک کردن و فعالیت های ذهنی شامل دعا کردن، شمردن، تکرار آهسته کلمات در سکو ت گفته می شود.

چه عواملی روی وسواس تاثیر گذار است؟

در این بیماران باورهای نامناسب و ناکارامد که اصولاً در کودکی و حتی در سالهای بعد طی تجارب نامناسب محیطی شکل می­گیرد، می­تواند در بروز و تداوم فکر و عمل وسواسی تاثیر گذار باشد، از جمله این باورهای ناکارآمد ، سخت گیری و کمال گرایی افراطی و ناتوانی در تحمل ابهام،بیش برآورد مسئولیت ،تمایل به برآورد بیش از حد تهدیدات (خطرناک) در محیط ،اهمیت بیش از حد برای فکری قایل شدن و نیت را معادل عمل دانستن است به عنوان مثال اگر فلان فکر غیر مذهبی از ذهنم عبور کند، پس خدا من را دوست ندارد و من کافر هستم و بالاخره تفکر جادویی یعنی فکر من قدرت تاثیر گذاری از طریق فکر را دارم. پس اگر به چیزی فکر می­کنم که درست نیست و یا خطرناک است؛ مثلاً مرگ فرزند، این فکر حتماً  عملی می­شود پس برای اینکه اتفاق نیافتد پس به طور مکرر به تعداد زیاد صلوات می­فرستم.

رفتارهای وسواسی درچه موارد بروز می کنند؟

بدنبال این باورهای ناکارآمد، رفتارهای وسواسی که در بیشتر موارد تناسبی با فکر وسواسی ندارد، بروز می­کند که شامل:

خنثی سازی مانند (صلوات فرستادن و یا شمردن عدد به هنگام گذشتن یک فکر جنسی ممنوعه از ذهن فرد است.

اطمینان طلبی به عنوان مثال در هنگام غسل کردن، فرد دیگری باید شاهد مراحل غسل­اش باشد تا درست بودن مراحل را تایید کند.

اجتناب شامل استفاده نکردن از توالت­های عمومی و دیر به دیر استفاده کردن از توالت منزل.

آداب و تشریفات اجباری مانند در حمام ماندن و زنجیره­ای از رفتارهای بی­ربط را طی چند ساعت یا بیشتر انجام
می­دهد.

علل بروز وسواس چیست؟

علت دقیق ایجاد وسواس مشخص نیست اما به طور خلاصه می­توان گفت که علل زیست شناسی و محیطی مطرح است .علل زیست شناسی شامل عوامل ژنتیکی، هورمونی و عوامل عصبی مغزی مثل بهم خوردن  واسطه­های شیمیایی خاص مانند کمبود سروتونین و علل محیطی مانند والدین وسواس و یادگیری مشاهده­ای کودکان از آنها است.والدین سخت گیر و کمال طلب افراطی که تاکید بیش از اندازه بر رعایت مسایل مذهبی، اخلاقی، تمیزی، جنسی و نظم دارند. این والدین بر موفقیت تحصیلی، اجتماعی با تاکید بر ارزیابی دیگران و محیط عمل می کنند. قضاوت، سرزنش، کنترل در این والدین بسیار زیاد است.همچنین

زندگی پر استرس و یا زندگی بدون هدف و فعالیت می­تواند بر وسواس و تقویت آن تاثیر بگذارد.

 

بیماران وسواسی نسبت به بیماری خود چه نگرشی دارند؟

بیشتر بیماران وسواسی بینش تقریباً خوبی به بیماری خود دارند یعنی فرد وسواسی می­داند  قطعاً باورها و فکر وسواسی­اش صحیح نیست و یا احتمالاً واقعی نیست. اما قادر به جلوگیری از این افکار و رفتارهای وسواسی نمی­باشد.چند درصدی ممکن است به صحیح بودن  باورهای غلطشان ایمان داشته باشند، خصوصاً در زمان شدید بودن بیماری و سطح دانش این اتفاق می افتد.

تشخیص و درمان آن چگونه است؟

روان پزشک و روا درمانگر از مصاحبه (بررسی سابقه تخصصی و خانوادگی و زندگی فصلی) و پرسشنامه برای ارزیابی بیمار استفاده می­کند.

افراد وسواسی تقریباً دیر برای درمان مراجعه می­کنند. تحقیقات نشان داده است که به دلیل اضطراب زیاد و مقاومت بالا در برابر تغییر و بالاخره درماندگی در مقابل بیماری شان 10 تا 15 سال بعد از شروع وسواس مراجعه می­کنند، این امر باعث مزمن شدن بیماری و بدنبال آن طولانی شدن دوره درمان می­شود.

 

برای پیشگیری از وسواس و مزمن نشدن بیماری  و حتی برگشت مجدد آن چه باید کرد؟

والدین در آموزش­های خود از سخت گیری و کمال طلبی افراطی در زمان آموزش مسایل مذهبی، جنسی، تحصیلی، اخلاقی دست بردارند. سعی کنند فرزند پروری قاطعانه را جایگزین فرزند پروری سخت گیرانه (کنترل حقارت وتحقیر) یا سهل گیرانه کنند که بهتر است در این زمینه با روان درمانگر مشورت کنند.

سعی کنند فعالیت­های هدفمند در زندگی خود و اطرافیانشان قرار دهند و از بی­هدفی و تنهایی زیاد پرهیز کنند.برای کودکان و خودشان فعالیت­های ورزشی، هنری، تفریحی، معنوی در نظر بگیرند.

نکته دیگر اینکه در زمان بروز علایم وسواس در خود یا فرزندانشان سریع به روانپزشک و روان درمانگر مراجعه کنند، چرا که بهبود خود به خودی صورت نمی­گیرد و  عدم درمان به موقع باعث مزمن شدن بیماری و همراه شدن سایر اختلالهای روان می­شود و این یعنی طولانی شدن مدت درمان.

در زمان بروز علائم وسواس، خصوصاً با شروع دوره درمان، نباید رفتارهای فرد وسواسی راکنترل کرد و نباید مرتب او را از رفتارهای وسواسی باز داشت، به عبارتی نباید در مورد درستی یا غلط بودن رفتارهایش به او اطمینان داد. بیمار باید با کمک درمانگرش خودش به تنهایی کنترل رفتار و افکار وسواسی اش را بعهده بگیرد. در غیر اینصورت اطمینان طلبی را در بیمار تقویت می­کنید.

افراد وسواسی در صورت در کنار هم قرار گرفتن، وسواس­های یکدیگر را تقویت می­کنند. پس بهتر است با هم کمتر در ارتباط باشندوتنها در یک صورت می­توانند در کنار هم قرار بگیرند که روان درمانگر تحت عنوان گروه درمان به جمع آنها کمک کند.

وسواس، وسوسه شیطانی نیست و نباید از این کلمات برای بیماران استفاده کرد. ربط دادن آیه­های قرآنی به این بیماران وسواس به خصوص وسواس هایی  با  نوع مذهبی  و یا جنسی را در فرد بیشتر می­کند. در وسواس­های مذهبی شدید، در زمان درمان از مراجعه به مشاور مذهبی خودداری کند. البته لازم است که درمانگرش  اطلاعات کافی  و لازم در امور مذهبی  را داشته  باشد.

همچنین از موارد دیگر مطالعه مطالبی در زمینه نشانه­های وسواسی و درمان آن به بیماران در روند بهبودیشان کمک
می­کند. فرد وسواسی باید به این باور برسد که به دلیل مشکلات در زمینه زیستی، محیطی­اش بیمار شده است و با دارو درمانی و روان درمانی بهبود پیدا می­کند.

درمان های رایج برای وسواس چیست؟

ازدارو درمانی و روان درمانی استفاده می شود در دارو درمانی سعی می­شود که از باز جذب یا دفع سروتونین در مغز جلوگیری می­شود و در روان درمانی از روانکاوی، رفتار درمانی، رفتار درمانی شناختی (CBT) استفاده می شود. در برخی موارد، علاوه بر درمان فردی، خانواده درمانی و زوج درمانی نیز لازم است.

طول دوره درمان بین 12 تا 24 جلسه و حداقل 6 ماه می­باشد. اگر وسواس با اختلالهای دیگر مثل افسردگی، ... همراه باشد طول دوره درمان  و حتی نوع روش درمانی تغییر می­کند.

تاکید می­شود که دارو درمانی به همراه روان درمانی می­تواند به بهبود بیمار کمک کند و هر کدام به تنهایی کمک کننده نمی­باشد.

جلسات روان درمانی چه کمکی به فرد وسواس می کند؟

به طور کلی فرد نباید خود درمانی داشته باشد و بعد از قرار گرفتن در جلسات روان درمانی باید بتواندتجارب ناخوشایند در گذشته که ریشه در بروز علایم وسواس را دارد شناسایی کند.

باورهای ناکارآمد متاثر از تجارب گذشته را شناسایی و تغییر دهد .از طرفی شباهت بین عوامل مشکل زا و تحریک کننده محیطی فعلی و گذشته را در بروز وسواسی پیدا کند.در موقعیت­های تحریک کننده محیطی فعلی وسواس، فکر و رفتارهای وسواسی را شناسایی و تغییر دهد.

باید.در موقعیت­های محیطی (حتی ذهنی) که وسواس بروز می­کند مثلاً استفاده از توالت عمومی قرار بگیرد، افکار نامناسب خود را تغییر دهد و رفتار مخالف رفتار وسواسی را انجام دهد. مثلاً از توالت­های عمومی اجتناب نکند. (مواجهه و پیشگیری از پاسخ همراه تغییر فکر)

 بکارگیری تکنیک­های شناختی و رفتاری باید تحت نظارت روان درمانگر اجرا شود.

تغییر سبک زندگی و آموزش مهارت زندگی در صورت نیاز، باید به بیمار آموزش داده شود ودر آخر تاکید می­کنم، حمایت عاطفی همراه رفتار قاطعانه با افراد وسواسی بسیار ضروری است.


 
تعداد بازدید : ۲۱,۸۳۹
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید