هراس اجتماعی و نحوه پیشگیری و درمان آن

(شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۴) ۱۰:۲۵

نگران بودن در زمان های استرس زا طبیعی است. اما برخی افراد هر روز در تنش هستند و اضطراب دارند، حتی اگر جای نگرانی نباشد. وقتی این حالت شش ماه یا بیشتر ادامه پیدا می کند، به اختلالی اجتماعی تبدیل می شود. متاسفانه افراد زیادی از این بیماری خود بی اطلاع هستند و بنابراین، درمان هایی را از دست می دهند که منجر به زندگی بهتر و شادتر آن ها می شود. ماحصل گفتگوی ما با شیرین ایزدی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دراین خصوص را بخوانید

اختلال اضطرابی یا هراس اجتماعی

هراس اجتماعی نوعی اضطراب است که با ترس، نگرانی شدید در موقعیت های اجتماعی بروز می کند. این موقعیتها شامل سخنرانی در جمع ملاقات با افراد جدید، مخالفت با دیگران، شرکت درآزمون ها، انجام کاری در حضور دیگران مثل استفاده ازموبایل، رفتن به رستوران و موارد دیگر است. این اختلال به گونه ای است که
 می تواند بسیاری از جنبه های زندگی فرد را فلج کند و مانع پیشرفت و یا حتی افت تحصیلی، شغلی و اجتماعی بیمارشود  و غالبا افسردگی و وابستگی به دیگران با این اختلال همراه می شود.

علائم هراس اجتماعی

حساسیت مفرط به انتقاد، ارزیابی منفی از خود و ترس از طرد شدن، اشکال در ابراز وجود ، عزت نفس ضعیف یا احساس حقارت و کمال گرایی افراطی برای انجام تکالیف به گونه ای که تاخیر در انجام کارها در این افراد مشاهده می شود.

علائم جسمی که معمولا این افراد در موقعیت های اجتماعی تجربه می کنندشامل عرق کردن، لکنت زبان، سرخ شدن ، طپش قلب ، لرزش دست، سردرد و تنگی نفس است .این افراد از اینکه دیگران متوجه علایم جسمانی شان شوند وحشت دارند وبیشتر مضطرب می شوند.

علل هراس اجتماعی

علل هراس اجتماعی دقیقا مشخص نیست اما ژنتیک ، محیطی وشناختی سه عللی هستند که به آنها اشاره می شود.

علل ژنتیکی در بین افرادی که یکی از بستگان درجه اولشان به این اختلال مبتلا هستند، 2 یا 3 برابر بیشتر از دیگران  است پس در خانواده  افراد بیمار، خجالت یا هراس اجتماعی دیده می شود.

عوامل محیطی شامل تجربیات ناموفق اجتماعی مثل یک واقعه اجتماعی تحقیرآمیز (آزارجنسی-جسمی) طردشدن، نادیده گرفته شدن، عدم اجازه بروز هیجانات و احساسات در دوران کودکی، ارتباط نامناسب با مادر و مهارتهای اجتماعی ضعیف است.

عوامل شناختی همان تفکر، باورهای منفی، مفروضه های ناکارآمدی است که درکودکی با شیوه های فرزند پروری نامناسب  و تجربه های ناخوشایند شکل می گیرد.

بعنوان مثال والدین سخت گیر وکمال گرای افراطی ،کودک را بطور مکرر برای هرکاری سرزنش،تحقیر و مقایسه می کنند(تجارب ناخوشایند)، توانمندی ها ی کودک نادیده گرفته می شود و ملاک ارزیابی و موفقیت ملاکی بسیار ایده آل گونه است به طوری که احساس درماندگی و نا امیدی درکودک شکل می گیرد.در این شرایط افکار باورهای نامناسب در شرایط و موقعیت های اجتماعی که امکان ارزیابی وجود دارد به این شکل فعال می شود.

افکارمنفی در زمان  ارزیابی و موقعیت اجتماعی

افکاری مانند اینکه حرف احمقانه خواهم زد. من خسته کننده هستم و دیگران فکر می کنند من یک احمق هستم یا من باید تایید همه را بگیرم و اگر کسی از من خوشش نیاید به این معنی است که ایرادی در من وجود دارد. و من
بی کفایتم. فرد مبتلا به هراس اجتماعی با این افکار سعی می کند از موقعیت اجتماعی که امکان ارزیابی وجود دارد اجتناب کند و به رفتارهای ایمن مثلا پناه بردن به فضای مجازی و نقدکردن مدام دیگران ، اضطراب خود را موقتا کاهش دهد در این حالت  مهارتهای اجتماعی بیمار بیش از پیش ضعیف ترشده  و اضطرابش افزایش می یابد.

راهکار پیشگیری و درمان

بهتراست پیشگیری کنیم و در صورت وجود آن را درمان کنیم.در خصوص پیشگیری فرزند پروری قاطعانه را جایگزین فرزند پروری سخت گیرانه کنیم .یعنی برای کودکانمان قوانین وضع و اجرا کنیم  اما هرگز آنها را با تمسخر ،سرزنش،تحقیر، مقایسه در زمان  اشتباهاتشان شرمنده نکنیم.

نکته دیگر به کودکانمان بیاموزیم که امکان اشتباه  و جبران آن وجود دارد.همزمان با نقص ها ،توانمندی هایشان را ببینیم .برای رفع ضعف هایشان، محرومیت مناسب و برای افزایش توانمندی هایشان تشویق و پاداش در نظر بگیریم.کنترل گر نباشیم .ملاک موفقیت را ایده ال وضع نکنیم و بطورکلی از کمال گرایی افراطی دست برداریم.

درمقابل جمع تکلیفی درحد توانمندی کودکمان با توجه به سنش به او بسپاریم و به شکل مناسب تشویقش کنیم و هرگز در مقابل جمع  او را  ارزیابی منفی نکنید.

نکته دیگر از ظاهر فرزند مان به شکل مناسب تعریف کنیم. اگر نقصی وجود دارد در جهت رفع نقص درهمان کودکی تلاش کنید.

همچنین تا قبل از 12 سالگی اجازه دهیم فرزندمان در یکی از فعالیت های ورزشی- هنری مهارت پیدا کند و به یک زبان زنده دنیا تسلط داشته باشد.

دیگر اینکه در مقابل همسر،خانواده، همکار و...حتی اگر با موردی مخالف هستید، ابتدا جنبه های مثبت فرد را یادآور شوید و بعد بدون سرزنش، مقایسه،تمسخر، تحقیر فقط در غالب پیشنهاد و امرنکردن نظرتان را بگویید و هرگز نظرتان را به دیگران تحمیل نکنید.سعی کنید دیدتونلی نداشته باشید و چند بعدی موضوع را نگاه کنید.

درزمینه درمان درمان دارویی و رواندرمانی باید همزمان با هم صورت گیرد چرا که با توقف دارو علائم مجددا برمی گردد.در رواندرمانی درمانهای رایج مثل گروه درمانی، رفتاردرمانی شناختی ، نورو فید بک می تواند موثر باشد .بطورکلی در رواندرمانی خصوصا از نوع رفتار درمان شناختی این موارد برای بیمار بکار گرفته می شود.به چالش کشیدن افکار منفی و جایگزین کردن افکار مناسب، مواجه سازی با موقعیت های اجتماعی اضطراب انگیز وکاهش اضطراب با تکنیک های غلبه بر اضطراب مانند آرامش عضلانی،آموزش مهارتهای اجتماعی مانند جرات و جسارت داشتن می  تواند موثر باشد.درمان معمولا در20 جلسه صورت می گیرد و درآخر تاکید می شود که هرچه زودتر اقدام درمانی صورت گیرد زیرا بیماری مزمن نمی شود و درمان سریع تر صورت می گیرد.

تعداد بازدید : ۴۰۳
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید