چگونه برترس خود غلبه کنیم

(شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵) ۱۶:۰۰

ترس، احساسی است که هر انسانی آن را می‌شناسد. انسان‌ها از آن به‌عنوان احساسی ناخوشایند یاد و از آن دوری می‌کنند، چراکه این احساس بنابر طبیعت خود زمانی ظاهر می‌شود که خطری درونی یا بیرونی فرد را تهدید می‌کند.

 این احساس به شکل علایم مختلف جسمی و روانی ظاهر می‌شود، مانند تپش قلب، تنگی نفس، احساس گرگرفتگی، سرخ شدن صورت، ترشح زیاد عرق و غیره. دراین مطلب سعی داریم ترس ،تفاوت آن با اضطراب و راهکارهای غلبه برآن را بیان کنیم.

معنای اصطلاحی ترس
ترس از نظر ریشه شناسی، کلمه ای «اَوِستایی» از پارسی باستان است که معنای «خوف و بیم» را می رساند.
این که ترس چیست و چه تعریفی دارد، پاسخ جامع و مانعی برای آن تهیّه نشده است و روان شناسان هر یک به تناسب نوع دریافت خود، تعریفی از آن ارائه داده اند.مثل اینکه ترس، حالتی است هیجانی، ناشی از یک احساس ناامنی یا ترس، حالتی است هیجانی که بر اثر اختلالی پدید آمده و رفتار عادی را از آدمی باز می ستاند.
درتعریف دیگر ترس، واکنشی است در برابر محرک های وحشتناک و آزار دهنده که سبب اجتناب از خطر است. ویاماهیت ترس، یک رفتار اجتنابی است که در آن آدمی به سوی مقصدی امن می گریزد و سعی دارد خود را از صحنه و موضوعی معیّن به دور بدارد.
چرا می ترسیم؟
روانشناسان مجموعه ای از عوامل زیستی و وراثتی در کنار عوامل محیطی و روان شناختی را در شکل گیری ترس ها موثر می دانند. بعضی اوقات ما خودمان به خوبی می دانیم که ترسمان از چه چیزی نشات می گیرد و در پاره ای موارد هم دلیل این ترس را فراموش می کنیم، اما از وجودش رنج می بریم.
روانشناسان معتقدند بعضی از بچه ها ذاتا مستعد ترس یا فوبیا هستند و ویژگی های شخصیتی را سخت می توان تغییرداد. اما به نظر می رسد هر یک از ما اگر تنها بخشی از توانایی هایمان را بکار بگیریم قادر به انجام کارهایی هستیم که حتی امروز قادر به تصور آن هم نیستیم. بنابراین غلبه بر ترس های مزمن اگر چه ممکن است سخت باشد اما قابل درمان است.در برخی موارد افراد مجبور به دارو درمانی اند اما در موارد جزئی که حالت بیمار گونه نداشته و به شکل موانع محدود در درون همه ما وجود دارند قادریم با آنها مبارزه کنیم.
تفاوت های ترس و اضطراب
برای اضطراب، سه معنا ذکر کرده اند: 1 . ترس مبهم 2 . ترس ناشی از ناامنی 3 . نگرانی از رفتار خود
آنچه که درباره اضطراب آشکار است، این است که اضطراب، چیزی نیست جز دلهره ای مداوم و مزمن از چیزی که شناخته شده و قابل تعبیر نیست.
ترس، ناشی از خطری است که در خارج وجود دارد و موضوع آن معین است، در حالی که اضطراب، موضوعی معیّن ندارد.از طرفی عوامل تشکیل دهنده اضطراب، مبهم و مجهول اند ؛ ولی عوامل تشکیل دهنده ترس، معلوم و آشکارند.همچنین ترس، محرک شناخته شده ای دارد؛ ولی اضطراب، محرّکی ناشناخته و غیر مشخص که از ترس، مایه می گیرد.از تفاوتهای دیگرآن ترس، واکنش مشخصی دارد و صورت حمله یا عقب نشینی دارد ؛ ولی در اضطراب، فرد نمی داند چه باید بکند.
بایدگفت ترس، از یک موقعیت معلوم و اغلب متکی به زمان حال است ؛ ولی اضطراب، ممکن است متوجه گذشته و آینده باشد.عامل دیگرترس، نا امنیِ بیرونی است ؛ ولی اضطراب، نوعی ناامنی درونی.
در ترس، آدمی می داند او را چه می شود، در حالی که در اضطراب، نمی داند. در نتیجه، دچار لرزش، سردرد، تپش قلب و... می شود
چگونه می توانیم بر ترس مان چیره شویم.

 
عامل ترس جاری خود را شناسایی کنید
هر باری که احساس ترس را تجربه می کنید، عامل پدید آورنده ی آن را روی کاغذ بیاورید. به سراغ ریشه ی ترس خود بروید. ریشه ی آن می تواند چیز ساده ای مثل دست نیافتن به یک هدف باشد. باید ببینید عامل اصلی که هر بار شما را به تجربه ی ترس می رساند کدام است
ترس را حس کنید و به هر قیمتی آن را انجام دهید
برای موفقیت، باید بتوانید جرات و جسارت خود را تقویت کنید و با افکار منفی خود مبارزه کنید.» افراد می توانند با خطر کردن در زندگی خود، استرس هایشان را کاهش دهند. در نتیجه باید گفت، تنها راه غلبه بر ترس، روبه رو شدن با آن است. سعی کنید ترس های خود را کنار بگذارید و کارهایی که در ذهن دارید را انجام دهید.
برای هرکاری دلیلی وجود دارد
گاهی ما از اصل یک اتفاق آگاه نیستیم و تا زمانیکه آن را پشت سر نگذاشته و به عقب باز نگردیم، نمی توانیم متوجه شویم چرا فردی را ملاقات کرده ایم، قطار را از دست داده ایم یا ... . این موانع ناخواسته و غیر قابل پیش بینی و چنین تاخیرهایی در واقع نوعی توفیق اجباری یا مقدرات گیتی هستند. می توان آنها را سرنوشت نامید اما به خاطر داشته باشید که همیشه برای هر اتفاقی که می افتد، دلیلی وجود دارد. حتی اگر ما دلیل اصلی آن را ندانیم.
هیچ نتیجه ای منفی نیست
اگر با افرادی که سنشان از شما بیشتر و تاحدی عاقل تر هستند، صحبت کنید بیشتر آنها می گویند که ما حسرت کارهایی که انجام نداده ایم را می خوریم نه حسرت کارهایی که انجام داده ایم را. اگر همیشه در زندگی امروز و فردا کنید، هرگز به نتیجه دلخواه نخواهید رسید. به یاد داشته باشید که هیچ نتیجه ای منفی نیست. بلکه چیزی است که شما با تجربه ها و لحظات خود می سازید.
موانع را پیدا کنید
چند بار برایتان پیش آمده است که برای انجام ندادن کارهایتان عذر و بهانه آورده اید؟ مثلا، خیلی سخت است، خیلی خسته ام، زمان نداشتم و ... . این بهانه ها برایتان آشنا نیست؟ بیشتر ما درگیر محدودیت های ذهنی خود و امروز و فردا کردن کارها هستیم در حالیکه افرا موفق، حتی وقتی کاری را دوست ندارند نیز از همه زمان خود استفاده می کنند و همه تلاش خود را انجام می دهند. افرا موفق اصولا کارهایی را انجام می دهند که دیگران آنها را سخت و دشوار می نامند. آنها همه خطرات احتمالی را پیش بینی و برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند. خلاقیت، جرات و شهامت دارند. آنها به طور ذاتی موفق و خوش شانس به دنیا نیامده اند، بلکه با اراده، سخت کوشی و نداشتن ترس به موفقیت های خود رسیده اند. آنها به جای پیدا کردن موانع، موقعیت ها را کشف می کنند.
آرام بگیرید
کاری انجام دهید که سیستم واکنش تان را آرام کند تا به این ترتیب تفکر منطقی خود را باز بیابید. این کار می تواند برای هر کسی شکل متفاوتی داشته باشد؛ برای یک نفر ممکن است مراقبه باشد، و یک نفر دیگر پیاده روی. کاری را پیدا کنید که برای شما نتیجه بخش است.
سؤال بپرسید
آیا این ترس منطقی است؟ بدترین سناریویی که ممکن است اتفاق بیافتد کدام است؟ اگر قرار باشد بدترین سناریوی ممکن رخ دهد، چه کارهایی می توانید برایش انجام دهید؟ آیا این اتفاق در گذشته هم افتاده است؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه مشکل یاد شده را حل و فصل کرده اید؟ آیا شواهد قابل اتکایی وجود دارد که نشان دهد واقعاً بدترین حالت ممکن در حال رخ دادن است؟ آیا به باور خودتان، توانایی غلبه کردن بر آن شرایط را دارید؟
دست به کار شوید
دست به کار شدن، داده های مورد نیاز برای گذر از احساس ترس را در اختیار شما قرار خواهد داد. تمام واقعیات و دستاورد هایی که نشان می دهند ترس های شما تنها در ذهن تان هستند را به یاد داشته باشید. در حین کار، تمام شواهدی که نشان از قابلیت هایتان دارند را به یاد بیاورید. دست به کار شدن و کاری عملی انجام دادن به شما کمک می کند ناشناخته ها را بشناسید و آنها را پشت سر بگذارید.
هیچ کس نمی تواند تجربه ی ترس را برای همیشه کنار بگذارد. بر خلاف چیزهایی که ممکن است روی شبکه های اجتماعی ببینید، هیچکس نسبت به ترس مصونیت ندارد. اگر وجود ترس را بپذیرید، می توانید کم کم آن را نشانه ای بدانید از اینکه خود را از محدوده آسایش خود فراتر می دانید و در حال رشد هستید. این احساس به شما می گوید چه وقت در حال پیش راندن مرز های زندگی خود هستید. فقط باید اطمینان حاصل کنید تفاوت پیش راندن مرز های آسایش با ورود به محدوده خطر را می دانید. هر کسی باید بتواند تفاوت این دو را به درستی تشخیص دهد.

تعداد بازدید : ۱,۲۲۰
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید