شماره 29

هنر، باهمه دشواری اش شیرین است

(شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۸) ۱۰:۰۰

سخن از اقماری که می شود ابتدا دوری از هرآنچه مورد علاقه است، به ذهن متبادر می شود. جزیره ای دورافتاده با یک دنیا تنهایی؛ وقت اضافی که بیخود کش می آید. گاهی حس می کنی که زمان با لجبازی متوقف شده است.

 اما وقتی وسیله ای برای سرگرم شدن و بهره بردن از زمان پیدا می کنی - آنهم از نوع هنر و با مشارکت همقطاران و همکاران، دیگر انتظار آن زمانی را می کشی که دستی به قلم ببری و یا تار سازی؛ تا زمان را به وجد بیاوری و زمین را تا افق های دور گسترده کنی. مجالی پیش آمد که روزی را در جمع همکاران پتروشیمی خارک بگذرانیم. جمعی همدل، هنرمند و ورزشکار. برای ایشان، زمان، نه متوقف بود و نه شتابان، بلکه دلچسب و شیرین بود واینهمه را از هنر و ورزش وام گرفته بودند. جمعی صمیمی که از هم و به هم می آموختند و آموزه های خود را با هم به اشتراک می گذاشتند. سفره ای هنرمندانه گسترده بودند که تنوعی از انواع هنر داشت، دیدنی. برای ایشان وجمع صمیمی شان موفقیت روزفزون آرزومندیم .

لطفا خودتان را معرفی کنید؟
مهدی رضایی هستم؛ سی و هشت سال دارم وفارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه امیرکبیر بودم. 16سال است در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی کار می کنم وچیزی نزدیک به 10 سال آن را در پتروشیمی خارک بوده ام.
سمت شما؟
سرپرستی واحد ساختمان و نصب پروژه ها در پتروشیمی خارک را عهده دارهستم. پروژه های طرح توسعه، بهبود کیفیت, افزایش ظرفیت و... که توسط امور مهندسی وساختمان در تهران تعریف و انتخاب پیمانکار انجام می شود؛ توسط واحد ما نظارت و مهندسی کارگاهی آنها صورت می گیرد. گاهی نیز پروژه هایی از سمت مجتمع به صورت موردی جهت ساخت و نصب به واحد ما محول می شود.
شما از چه زمانی خوشنویسی می کنید و موسیقی می نوازید؟
از سن8 سالگی خوشنویسی را شروع کردم که بی وقفه تا سن 25 سالگی ادامه داشت. درجه ممتاز را در نستعلیق ونیز نسخ و ثلث دارم و برای دوره فوق ممتاز، نزد آقای کرمعلی شیرازی آموزش می دیدم. خوشنویسی را از دوم دبستان زیر نظر استاد محمود نامجو شروع کردم و درانجمن خوشنویسان نزد استادانی چون استاد دامن کشان و استاد رسول مرادی، نستعلیق را آموزش دیدم. برای درجه ممتاز خطوط عربی را انتخاب و از 14 سالگی نسخ و ثلث را نزد استاد اسماعیلی قوچانی شروع کردم که سایر خطوط عربی و خصوصا خط دیوانی را نزد ایشان آموزش دیدم. در دوران دانشجویی در تهران نزد استاد جمشیدی و کرمعلی شیرازی تعلیم می دیدم. دو بار تجربه نمایشگاه گروهی را داشتم. خوشنویسی را به صورت جدی تا سال 84 ادامه دادم.
اما آغاز حکایت موسیقی درزندگی من برمی گردد به زمان دانشجویی که با علاقه ای وافر جذب موسیقی شدم. اولین سازم، دف بود و از سال 77 نزد استاد حبیبی شروع شد و تا سال 84 مستمرادامه داشت. دف برایم سازی پر معنا و پرشور بود. دف در خانواده سازهای کوبه ای، بهترین محسوب می شود. اما مشکل سازهای کوبه ای این است که محدودیت دارد. شما ریتم موسیقی را خوب می توانید با آن درک کنید، اما موسیقی به ریتم خلاصه نمی شود. اشتیاقم به موسیقی سنتی باعث شد که سراغ سه تار بروم.
پیش استاد مرحوم شکرخواه شروع کردم و بسیاری از ردیف های دستگاهی را نزد ایشان به آخر رسانده ام. الان، هم حدود 3 سال است نزد استاد مسعود شعاری آموزش می بینم و نیز آموزش نیز می دهم.
شاید تنها بتوان گفت: انتهایی برای هنر متصور نیست.

وجه اشتراک خوشنویسی و موسیقی چه بود؟
در خوشنویسی برای زیبایی تعریفی وجود دارد و تعریف آن نسبتی با یک اسلوب دارد. برای رسیدن به آن اسلوب مطلوب، باید ریاضتی مدام (با لذت زیبایی شناختی) انجام شود. شما مثلا برای نوشتن حرف " ن " باید انقدر تمرین کنید تا به آن حدی از زیبایی که توسط مثلا استاد امیرخانی نوشته شده برسید. و در این راه شما شاید هزارها هزار بار"ن" نوشته باشید و ریاضت رسیدن به یک زیبایی چشمی را ذره ذره بپیمایید.
ولی موسیقی و سه تار برای من بسیاروسیع تر و متفاوت تر بود. موسیقی انگار الفبای دیگری برای سخن گفتن است. نواهای موسیقی و نواختن نوع دیگری از حرف زدن را می آموزد.
ممارستی که در خوشنویسی هست در سه تار هم هست؛ اما با دنیایی بسیار متفاوت. دنیایی پر از صوت و درگیر شدن حس و حال با تک تک نت ها و آواها.
در هردو ریاضت و ممارستی توام با لذت وجود دارد. تناقضی ظاهری، اما دلچسب که وجه تشابه موسیقی و خوشنویسی است.
آموختن خوشنویسی سخت تر بود یا موسیقی؟
سختی ندارد. لحظات تمرین با خستگی اش شیرین است، چون برای دلتان می نوازید و می نویسید.
هنر شما چه تاثیری روی همکاران گذاشته، آیا جذبشون کرده است؟
نمی توانم بگویم بی تاثیر بوده چون با تعدادی از همکاران فضای هنری خوبی رو ایجاد کرده ایم. حدود یک سالی هست که با همت تعدادی از همکاران خوش ذوق چون آقای مهندس ارجمند؛ نیرومند وامینی و راه اندازی اتاق موسیقی؛ علاوه براینکه فضای کوچکی برای تمرین های دوستان و گاهی آموزش ایجاد شده؛ جمع هنری دلگرم کننده و همدلی را تشکیل داده ایم تا خستگی و سختی زندگی اقماری را در جزیره خارک آسانتر کند.
آیا خانواده مشوقتان بوده اند؟
همسرم مشوقم بودند و هستند و خودشان هم موسیقی کار می کنند. اصلا انگیزه جدی شدن سه تار، ایشان بود.
آیا آواز هم کار می کنید؟
خیر؛ هرچند علاقه بسیار دارم، اما در زمینه آواز، فعال نبوده ام.
آیا اجرای رسمی و کاست هم داشته اید؟ و یا کاری در دست اقدام دارید؟
اجراهای رسمی که نداشته ام، اما تا به حال دو اجرای غیررسمی با ساز دف داشتم. (تنبور و دف/ دو نوازی دف) و اجراهای خصوصی که خوب طبعا وجود دارند. درحال حاضر، دو کار را همزمان پیش می برم. یکی گروه نوازی با تعدادی از هنرجویانم است که تمرینات منسجمی را در پیش گرفته ایم و دیگری، کاری پژوهشی در تحلیل ردیف های موسیقی که طبعا کاری زمانبر است.
پژوهش در موسیقی سنتی ؟
موسیقی ایرانی غنی، اما مهجوراست و دارای فرهنگی شفاهی است. ایرانیان در هر روز سال وهرجشنی، آهنگ ها و نغمه های بخصوص خود را داشتند. موسیقی ایران باستان بزمی؛ رزمی و مذهبی بوده و هنوز اثراتی از ان در گوشه های ردیف وجود دارد که سینه به سینه منتقل شده است. حتی تعدادی از گوشه های موسیقی ما به نام افراد و حس و حال ها است. در دوره ساسانی هفت ساختار مقامی, سی مقام اشتقاقی و 360 ملودی تنظیم شده بوده که با تعداد روزدر هفته و ماه و سال تقویم ساسانیان برابر بوده است.
هردستگاه ایرانی مانند یک بزرگراه است که خیابان هایی از آن منشعب می شود که گوشه ها هستند. هر گوشه ای از جایی شروع می شود و در جایی پایان می یابد و هریک لحنی دارد.
بعضی از گوشه ها کمی از مسیر خارج می شوند و سپس برمی گردند به شاهراه اصلی. تبیین این گوشه ها و محل شروع، خاتمه و جزییات آنها می شود تحلیل ردیف.
موسیقی ایرانی برخلاف تصور، بداهه نوازی نبوده است. درست است که خیلی از آواهای قدیم را از دست دادیم به دلیل اینکه نت نویسی نبوده و سینه به سینه بوده، اما کار زیادی می خواهد که بتوان موسیقی فعلی ایرانی راپخته تر و به روزتر کرد.
نت نویسی موسیقی ایرانی از کی مورد توجه قرار گرفت؟
موسیقی ایرانی، حدود 150 سال پیش با ورود فرانسویان و آموزش آنها به نت در آمد و در سال 1302 استاد علی نقی وزیری دبیرستان موسیقی را تاسیس کرد.
به گفته استاد لطفی موسیقی ایرانی، یک سیر و سلوک خاصی دارد. از بداهه نوازی تا زدن درآمد و تصنیف و رنگ که اوج شوق درونی را می رساند. به نظر من موسیقی به گونه ای است که وقتی با آن آشنا می شوید، لذت می برید، چه ایرانی باشد و چه موسیقی های دیگر. ولی طبعا موسیقی ایرانی با فضای فکری و حسی ما همخوانی بیشتری دارد.
دوست دارید حرفه ای کار کنید یا فقط برای دل خودتان؟
حرفه ای بودن، تعریف خاص خود را دارد. به یک تعریف اگر از موسیقی درآمد کسب کنید، حرفه ای هستید. اگر برای خودتان بنوازید آماتور محسوب می شوید. طبعا ممکن است فردی به درجات عالی برسد، اما آماتور باشد. علاقه من، بودن موسیقی در کنار حرفه کاری خودم است. شاید دو وجه مهندسی و هنردرکنارهم، بیشتر بر روان من منطبق باشد. درست است که تمایل به ایجاد اثر دارم واز فرصت های خالی ام برای هنرگذاشته ام، ولی مطمئنا با ان تعریفی که اول گفتم، حرفه ای محسوب نمی شوم.
آیا قطعات شخصی دارید؟
موسیقی ایرانی یک وجه متمایز دارد و آن بداهه نوازی است. من قطعات شخصی دارم که بیشتر بداهه اند و ضبط می کنم. بعد از مدتی، باز می گردم و دوباره روی آنها کار می کنم تا پخته تر شده و به اثر زیبایی تبدیل شوند، ولی تنظیم و تدوین آنرا بعدها حتما انجام خواهم داد.
چه دستگاه هایی از موسیقی ایران را دوست دارید؟
گقتنش کمی مشکل است، ولی اصفهان، برای من لطافت عجیبی دارد والبته که باید بسیار لطیف نواخته شود. حال و هوای اصفهان، عاشقانه – عارفانه است و حس آنرا گاهی شاد گاهی غمگین توصیف کرده اند.
آثار کدامیک از اساتید را بیشتر گوش می دهید؟
به آثار استاد لطفی علاقه مندم. کارهای استاد شعاری و تار آقای پیرنیاکان و شهناز بسیار دلنواز است. آثار بقیه هم مطمئنا زیبا است.
چرا موسیقی سنتی مانند پاپ و موسیقی کلاسیک مورد اقبال نیست؟
شاید به فرهنگ فعلی ما بستگی داشته باشد. من یک دلیلش را عدم عرضه و محدودیت های فرهنگی می دانم و نبود بستر مناسب برای رشد موسیقی در کشورمان.
ببینید مثلا دوتار خراسان در واقع، همان تنبور کردستان است. سالیان دور به خراسان آورده شده است. دوتار، ساختارش تغییری نکرده است. دو سیم دارد؛ اما می بینید همان ساز در کردستان، طی سالیانی نه چندان دراز تغییر کرده، به سیم هایش اضافه شده، کاسه اش تغییر کرده، مقام های بیشتری را دارد.
این، به دلیل وجود درونمایه ای درفرهنگ آن قوم است. یکی جلو می برد یکی درجا می ماند.
برخی معتقد هستند که موسیقی ایرانی غمگین است، ولی من فکر می کنم موسیقی ایرانی، پرشور است و قابلیت های خودش را دارد و البته مثل هر موسیقی دیگری، مخاطب خاص خودش را داشته و دارد.
آیا موسیقی در زندگی شخصی شما تاثیری خاصی داشته است؟
بله قطعا. بخشی برمی گردد به حس و حال درونی که تاثیر عمیقی داشته و نیزبخش بیرونی که به ارتباط میان من و همسرم. یکی از نکات جالب، اشتراک ما در ادراک موسیقی بود وهست. گاهی زبان مشترکی می شود برای گفتن نا گفته ها.
اگر قلم و دوات فراهم شود، چه می نویسید؟
این بیت از حافظ که :
گلعذاری ز گلستان جهان مارا بس؛ زین چمن، سایه آن سرو روان ما را بس.
در جهان، یک تاثیر کوچک حتی اگر سهم ما باشد، نقش خود رو ایفا کرده ایم
توصیف شما از موسیقی؟
موسیقی، به حس و حال کسی که با آن مانوس است، رنگ ؛ بو و حتی طعم می دهد. وقتی از دنیای سخت صنعت وارد دنیای لطیف موسیقی می شویم، دنیای خاکستری ما به دنیای پر جلوه و پر از رنگ تبدیل می شود.


تعداد بازدید : ۷۷۹
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید