شماره31

احساسات کلاس اولی ها و نقش والدین و مربیان

(چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸) ۰۸:۵۲

تابستان به پایان خود نزدیک می شود و بوی بهار احساس می شود. بله بهار دانش. ایام تحصیل، برای با تجربه ها و سال بالایی ها جاذبه های خاص خود را دارد، اما سال اولی ها با آن چگونه مواجه می شوند.

آیا پس از قریب به شش یا هفت سال جست و خیز آزادانه، اینک مقررات سفت و سخت مدارس را می پذیرند و خود را در چارچوب قرار می دهند؟ این نگرانی برای والدینی که فرزند آنها پیش از این در محیط های آموزشی مثل مهدهای کودک و پیش دبستانی ها حضور نداشته، بیشتر است.
ارتباط با محیط مدرسه، قرارگرفتن در یک محیط آموزشی منضبط، هماهنگ شدن با اولیای مدرسه و سایر دانش آموزان و... عوامل چالش زا هستند؛ اما آیا دانش آموزان کلاس اولی واقعا با وارد شدن به این محیط جدید مشکل دارند و اگر دارند، والدین چه کاری برای رفع این مشکل می توانند انجام دهند؟
شاید در سال های دور، ورود کودک به دبستان و کلاس اول باعث نگرانی می شد، ولی در سال های اخیر، کمتر شاهد هستیم که دانش آموزی برای پذیرش این موقعیت، دچار مشکل شود. در واقع، سال آخر مهد به پیش دبستانی ختم می شود که به لحاظ جدیت و مسئولیت پذیری، مقدمه ورود به مدرسه می تواند تلقی شود.
با پیشرفت های رسانه های ارتباط جمعی نیز کودک ۶ ساله در حالی وارد محیط دبستان می شود که بارها از زبان پدر و مادر و از تلویزیون و کتاب های داستان درباره خوبی های مدرسه، دیده و شنیده است.
نقش دوره پیش دبستانی در آماده سازی
مراکز پیش دبستانی با ایجاد محیطی شاد و با محوریت بازی و آموزش همزمان، یک سال پیش از ورود دانش آموز به مدرسه، او را برای مواجهه با این مرحله آماده می کنند. در این محیط، کودک با مسائلی مانند حضور آموزگار، اجازه گرفتن، حضور در کلاس و پشت نیمکت نشستن، آشنا و مباحث جدی تر در آموزش به سال بعد و کلاس اول موکول می شود.
به عبارت دیگر،کودکانی که به پیش دبستانی می روند، برای ورود به مدرسه، مشکل خاصی ندارند. در بیشتر موارد با حضور در کلاس های پیش دبستانی، مشکل، شناسایی و برطرف می شود، ضمن اینکه اگر مشکلات حادتری نیز وجود داشته باشد، والدین و مربیان، یک سال زودتر متوجه آن می شوند و فرصت خواهند داشت این مشکلات را قبل از ورود به دبستان برطرف کنند. بسیاری از مسائل، از قبیل نداشتن تمرکز و بیش فعالی، بیتابی، ناتوانی در برقراری ارتباط با اطرافیان و مشکل در یادگیری در این مرحله تشخیص داده می شود.
البته به طور طبیعی، رفتار کودکانی که هرگز از خانواده و والدین خود جدا نبوده اند، از کودکانی که در دوره های پیش دبستانی حضور داشته اند، متفاوت است و این کودکان ممکن است برای برقراری ارتباطات وسیع تر خارج از خانواده و نظام مند شدن، مشکل داشته باشند. مدرسه، یک محیط قانون مند است و کودکی که به این قوانین آشنا نباشد، آسیب پذیرتر است و دیرتر می تواند خود را با این محیط هماهنگ کند.
نقش والدین در این مرحله
در شرایطی که کودکان، دوره پیش دبستانی را نگذرانده اند و در آستانه ورود به دبستان باشند، پدر و مادر باید آمادگی های لازم را به فرزند خود بدهند که البته کار چندان ساده ای هم نیست.
والدین باید برای فرزند خود محیط مدرسه را به شکل ساده و منطقی تعریف کنند؛ دلیل حضور آنها در این محیط، انتظارهایی که از آنها می رود، رابطه معلم و شاگردی و مسائلی از این قبیل. کودک باید با آرامش و اشتیاق حس کند که وارد یک مرحله بالاتر شده است.
از مهمترین مسائل در این دوره، تنظیم ساعت های خواب و بیداری دانش آموز است. همچنین والدین باید ساعت های مهمانی خود را تنظیم کنند تا به ساعت خواب دانش آموز لطمه وارد نشود. اگر کودک سابقه دوری از خانواده را ندارد، باید روزهای اول او را به مدرسه ببروند و به خانه بازگردانند تا آشنایی با سرویس، تدریجی انجام شود. به غیر از این، خانواده ها می توانند بتدریج به او آموزش دهند. مثلا به او بیاموزند که وسایل مدرسه اش را جمع کند، برنامه درسی اش را به یاد داشته باشد و لوازم مورد نیاز خود را بررسی کند و به او یادآوری کنیم که «تو الان مسئول کیفت هستی!»
ضرورت تأمین امنیت روانی کلاس اولی ها
حال، کمی به عقب بازگردیم. اولین روز مدرسه برای ما چگونه بوده است؟ از آن روز، چه تصوری در ذهن و خاطره خود داریم؟ آن روز با ما چگونه رفتار کردند؟ این خاطره ها هرچه باشد- خوب یا بد - تا پایان عمر با ما همراه است؛ چرا که پس از خانواده، اولین تجربه ی اجتماعی ما است و بخش مهمی از شخصیت و روان ما را می سازد. لحظه های ناب که می توانست شیرین و خوش و دوست داشتنی باشد، گاه سخت و رنج آور می شد؛ روزهایی که می توانست و می تواند در تأمین سلامت روانی یک عمر انسان، تأثیر گذار و تعیین کننده باشد.
برای این که لحظه های تکرار نشدنی این پایه تحصیلی انسان ساز، برای همه ی هفت ساله های امروز و معماران جامعه ی فردا به درستی و شایستگی سپری شود، وزارت آموزش و پرورش باید بیدرنگ برای تغییر کیفی سه حوزه ی زیر دست به کار شود.
۱- محیط و فضای آموزشی
۲- نظام آموزشی
۳- برنامه ریزی آموزشی
نزدیک بودن فاصله خانه و مدرسه
برخی از پدر و مادرها به دلایل گوناگون، از جمله، شهرت و گاه امکانات آموزشی بهتر یک مدرسه، فاصله خانه تا محل تحصیل فرزندشان را بسیار طولانی می کنند؛ به حدی که دانش آموز مجبور می شود، از سرویس های رفت و آمد استفاده کند. زیان این گونه رفت و آمدها، بخصوص در شهرهای بزرگ، به دلایل عدیده بیشتر از سودش است. کودک، وقتی در محله و محدوده ی زندگی خود در کنار همکلاسی هایی می نشیند که بسیارشان آشنا و همسایه او هستند و این پیوندهای همجواری و خویشاوندی می تواند گسترش روابط عاطفی را نیز در پی داشته باشد.
روانشناسان و جا معه شناسان، با تاکید فراوان بر توسعه ی فرهنگ همگرایی و محله گرایی (لوکالیزم) در جامعه ماشین زده و آشفته مدرن، معتقدند که این چتر عاطفی، او را در فضای امن تری قرار می دهد.
رعایت آزادی های فردی
فضای مدارس برای ابتدایی ها باید به گونه ای باشد که دانش آموزان دختر- دست کم در پایه اول ابتدایی- در استفاده از پوشش، آزادی عمل داشته باشند؛ که هم برای جذب و ساخت ویتامین
و هم برای جلوگیری از بیماری های استخوانی و مفصلی در آنان( که بسیار هم شایع است) مفید است و هم در ایجاد تنوع رنگ D
و زیبایی محیط که از نیازهای روحی این دوره سنی است.
ایجاد تعلق خاطر به مدرسه
ایجاد دلبستگی و تعلق خاطر به مدرسه، همکلاسی ها، آموزگاران و دیگر کارکنان مدرسه، نقشی بسیار، در آرامش روحی و روانی کودک، در روزهای آغازین و به طور کلی پایه اول تحصیلی دوره ی ابتدایی دارد. این تعلق خاطر را خانواده باید ایجاد کند.
جشن شکوفه ها، که چند سالی است برگزار می شود، می تواند در کاهش تنش های روحی و روانی و کمرنگ کردن احساسات منفی موثر باشد.
اجرای تئاتر، موسیقی و قصه گویی در محل مدرسه، در جشن شکوفه ها، می تواند گام اول در تقویت حس همگرایی باشد.
یک اردوی یکروزه، به همراه خانواده و معلم، می تواند حس خویشاوندی را به وجود بیاورد و زمینه ساز همزیستی بهتر در مدرسه و کلاس شود.
اگر مدرسه از فضاهای ورزشی مناسب برخوردار است، بد نیست دانش آموزان پایه اول، یک هفته قبل از بازگشایی، یکی دوبار در این مکان ها در کنار هم بازی کنند. بازی های نمایشی هم می تواند فرصتی برای آنان فراهم کند. تا طعم مشارکت و فعالیت جمعی را در کنار هم تجربه کنند.
نیاز واقعی به دستشویی یا مفری برای غلبه فشارهای روحی
یکی از عوامل مهم اضطراب در اولی ها، سرویس های بهداشتی و جوانب مربوط به آن است. بچه ها به دلیل اضطراب های ناشناخته، روزهای اول نیاز بیشتری به دستشویی و سرویس بهداشتی دارند. گرچه ممکن است نیازها واقعی نباشد، اما مفری است برای تخلیه فشارهای روحی است. کمبود با ناکافی بودن تعداد سرویس های بهداشتی نسبت به دانش آموزان یک مدرسه و ازدحام ناشی از آن در زنگ تفریح، می تواند تنش های درونی، او را شدت بخشد.
دانش آموزان سال اول با اجزا و واحدهای درونی مدرسه، آشنایی ندارد. پس می توان باید پیش از آغاز سال تحصیلی، با استفاده از یک شخصیت عروسکی، با زبانی صمیمی و مهربان به عنوان راهنما، آشنایی با محل سرویس های بهداشتی، آبخوری، دفتر، مکان های ورزشی، کتابخانه و آزمایشگاه ( اگر وجود داشته باشد) انجام بگیرد.
نظام آموزشی
باید در انتخاب آموزگاران پایه اول، حساسیت و دقت بیشتری به خرج داده شود و حتا بهتر است این حساسیت ها و ویژگی ها قانونمند شود. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، اداره کلاس اول فقط به کسانی سپرده می شود که در دانشسراها تربیت معلم تحصیل کرده باشند و تخصص آنها، تدریس در پایه اول ابتدایی باشد.
آموزگار پایه اول باید صبور، با گذشت، مهربان، با تجربه، جستجوگر و فروتن باشد و از خود رفتاری مدبرانه به نمایش بگذارد. او باید با روانشناسی، خصوصیات فردی و نیازهای شاگردان خود آشنایی کافی داشته باشد.
آموزگار پایه اول ابتدایی باید برای هر یک از شاگردان خود به طور جدی پرونده ای از روحیات، رفتارها، خانواده ها و ویژگی های فردی او داشته باشد و براساس این ویژگی ها، ارتباطات عاطفی و آموزشی اش را با او تنظیم کند.
انتقال این پرونده ها به معلم کلاس دوم می تواند به او نیز در تنظیم روابطش این پرونده ها نباید در دسترس دانش آموز قرار گیرد.
با دانش آموز کمک کند.
معلم کلاس اول حتماً باید از خانم های آموزگار انتخاب شود. از آنجا که دور شدن از مادر، یکی از عوامل اضطراب کودک است، خانم آموزگار می تواند جایگزین مناسبی برای دانش آموز کلاس اولی مدرسه باشد.
برنامه ریزی آموزشی
خوب است که وزارت آموزش و پرورش با دعوت از متخصصان کارآزموده، روانشناسان کودک و صاحبنظران، بخصوص آموزگارانی که به ابتکار، تخصص، دانش و تجربه های جدیدی در امر آموزش اولی ها، دست یافته اند، کمیته ای با هدف برنامه ریزی در دو حوزه آموزش و پرورش اولی ها تشکیل و به صورت ضوابطی مدون، در اختیار دبستان ها قرار دهند.
اجباری کردن ساخت کتابخانه و سالن نمایشگاه سازمان عمران مدارس، باید در ساخت وسازها مورد توجه قرار گیرد. در مدارس فاقد کتابخانه، برای تشکیل کتابخانه اقدام شود و آنانی که کتابخانه دارند، برای تجهیز آن با نهادهای تخصصی کتاب کودک مانند انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، شورای کتاب کودک و نهادهای مشابه مشورت کنند تا کتابخانه مدرسه با کتاب های مناسب ذائقه کودکان مجهز شود. گاه یک کتاب بد یا نامناسب این گروه سنی، ممکن است کودک را برای همیشه از کتاب و کتابخوانی دور کند.
طراحی برنامه های آموزشی، باید طوری باشد که به جای رقابت که منشاء حسادت، تنگ نظری و بغض و کینه میان بچه ها می شود، محبت به یکدیگر و همدلی، انسانیت و گذشت تقویت شود.
در آموزش و پرورش خلاق، بیشتر آموزش مهارت های زندگی انجام می شود تا دانش آموز به عنوان شهروند موفق و کارآمد و موثر در خانه و اجتماع آماده شود.
در برنامه ریزی های درسی و آموزشی به نقش آموزش و کاربردهای هنر مانند تئاتر، موسیقی، سینما و قصه و هنرهای دستی باید اهمیت و بها داده شود. کارشناسان تعلیم و تربیت بر این باورند که اگر آموزش با بازی همراه شود، درک مفاهیم آموزشی، آسان تر می شود.
"ژان پیاژه" معتقد است، هر کودکی این قدرت را دارد که مفاهیم آموزشی را به حافظه عمیق خود ببرد و ماندگار کند.
"آلبرت انیشتین" به مردی که از او می خواهد در تربیت فرزندش یاری اش کند، می گوید: اگر می خواهی او ریاضیدان بزرگی شود برایش قصه بگو» زیرا داستان، قدرت تجسم، تصور و خیال را گسترش می دهد و ذهن دانش آموز را برای ریاضی آماده می کند.
یادآوری یک نکته در اینجا ضروری به نظر می رسد و آن اینکه کودکان هریک ویژگی های خاص خود را دارند، درست مانند بزرگسالان. بنابراین نسخه قطعی و کاملی وجود ندارد که همه را شامل شود. بهتر است با شناخت روحیه آنها، روش مناسب را برای آسان کردن این مرحله تعیین کننده پیدا کنیم.








تعداد بازدید : ۱,۰۲۷
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید