شماره32

آیا کودکان هم افسرده می شوند؟

(دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸) ۱۴:۴۸

افسردگی، واژه آشنایی برای ما است. افسردگی، احساس درماندگی و اندوه عمیقی است که علاوه بر علایم روانی، گاه علایم جسمانی نیز دارد.

گاهی علایم همزمان دیده می شوند و تشخیص را راحت تر می کنند. همه ما کم و بیش، تجربه یک دوره افسردگی را داریم. این دوره ها ممکن است کوتاه و یا بلند باشند. ممکن است بیش از یک بار افسردگی را تجربه کرده باشیم. آیا این اختلال روانی، مختص بزرگسالان است، یا کودکان نیز به آن مبتلا می شوند؟
اختلال افسردگی در کودکان نیز ممکن است به وجود آید، ولی متاسفانه غالبا تشخیص داده نمی شود. نکته جالب اینکه پژوهش ها نشان داده که نوزادان نیز می توانند افسرده شوند.
چرا تشخیص افسردگی در کودکان مشکل است؟
شاید چندان عجیب نباشد که کودکان در اغلب موارد قادر به بیان چگونگی احساسات خود نیستند. آنها ممکن است احساسات خاصی را تجربه کنند، ولی از تبیین کلامی این احساسات و دادن شرح واضح به دیگران عاجز باشند. همین عامل، تشخیص و درمان افسردگی را در آنها سخت می کند.
کودکان افسرده بیشتر در حالت خمودگی و بی تحرکی قرار می گیرند. از نشانه های افسردگی در کودکان می شود به نبود تجربه های شادی آور، انزوای اجتماعی، کمبود اعتماد به نفس،ناتوانی در تمرکز، نارسایی در کارهای مدرسه، تغییر در ساعات خواب و بیداری و بی اعتنایی به تغذیه و دردهای جسمی اشاره کرد.
پژوهش ها نشان می دهند که اگر افسردگی دوران کودکی به درستی از بین نرود، امکان تکرار آن در مراحل بعدی زیاد است و تا دوران نوجوانی و بزرگسالی هم می تواند ادامه داشته باشد. افسردگی دوران کودکی می تواند با کشیدن سیگار و یا هر مخدر دیگری در مراحل بعدی زندگی، مسایل جسمانی و روانی و رفتارهایی مانند ترک تحصیل و یا خودکشی رابطه پیدا کند. به همین دلیل است که پیشگیری و یا درمان کودکانی که حتی افسردگی خفیف دارند، اهمیت دارد.
افسردگی کودکان می تواند دلایل ژنتیکی، روانشناختی، زیستی و یا محیطی داشته باشد. فرقی نمی کند عوامل بالا می تواند برای کودک و بزرگسال هردو به بروز افسردگی منجر شود.
در اینجا فهرستی از نشانه های افسردگی ارایه می شود. این فهرست شامل چهار بخش است: جسمانی، احساسی، شناختی و رفتاری. یادآوری می شود که افسردگی کودکان همزمان در یک و یا چند زمینه می تواند وجود داشته باشد.
جسمانی
* تغییر اشتها؛ کودک یا میلی به عذا ندارد ویا بسیار زیاد می خورد.
* به تبع تغییر اشتها وزن کم و یا زیاد می کند.
* مشکلات جسمانی مانند سردرد و یا دل درد دارد.
* کم خوابی و یا پرخوابی دارد و مدام کابوس می بیند.
* همیشه خسته است و انرژی کافی ندارد.
احساسی
* مضطرب است و تشویش و نگرانی دارد
* افسرده و غمگین است
* دمدمی است و نوسانات روانی دارد
* احساس گناه فراوان دارد و از خود متنفر است.
* در تغییر دادن شرایط منفی احساس یاس و درماندگی دارد
* نسبت به انتقاد حساسیت زیادی دارد
شناختی
* خود و توانمندی های خود را قبول ندارد
* خود را در برابر رویدادهای منفی مقصر می داند
* کلا در مورد شرایط، بدبین است و قضاوت منفی می کند
رفتاری
* گوشه گیر و منزوی می شود
* شادی و نشاط خود را از دست می دهد
* زود رنج است و به راحتی مایوس می شود
* شادی و نشاط ندارد
* تمرکز برایش دشوار است
* پرخاشگر و گله مند است
* گاهی بی قرار است و فعالیت زیاد می کند
* سکوت می کند و پاسخ های کوتاه به پرسش ها می دهد
* ممکن است دچار شب ادراری شود؛ یا حتی در روز کنترل خود را از دست بدهد
وجود تعدادی از این حالات، ممکن است نشانه افسردگی باشد، ولی والدین باید تشخیص را به عهده روانشناس بالینی بگذارند.
فوری نتیجه گیری نکنید که کودک افسرده است؛ شاید کودک به طور موقت به دلیل یک ناکامی کوچک، اندوهگین شده است. یا در مدرسه با دوستان برخوردهایی داشته است. در هر حال، تشخیص را به عهده متخصص امر بگذارید.
همانطور که قبلا توضیح داده شد، افسردگی ممکن است هرکسی را مبتلا کند، اما برخی از کودکان و نوجوانان، بیشتر در معرض خطر هستند. از جمله میتوان به این افراد اشاره کرد: کسانی بیشتر دچار مشکلات عاطفی یا رفتاری بوده اند، افراد مبتلا به اختلال کاستی توجه، بیش فعالی،کسانی که در معرض بدرفتاری جسمانی قرار گرفته اند و کودکانی که والدین یا یکی از بستگان آنها دچار افسردگی بوده اند.
چگونه می توان پیشگیری کرد؟
نقش متقابل عوامل ژنتیکی روی افسردگی کاملا تایید شده است و مانمی توانیم ژن های فرزندان خود را تغییر دهیم، اما می توانیم شرایط پیرامونی و محیط زندگی آنها را تغییر دهیم و اسیب ژنها را به حداقل برسانیم. با روش های ساده ذیل می توانیم شرایط بسیار خوبی برای زندگی فرزندانمان فراهم آوریم:
* ابتدا خودمان (والدین) مثبت باشیم و مثبت اندیشی را در خود نهادینه کنیم.
* در امور مربوط به فرزندانمان منعطف باشیم، در حالی که در برابر اصول، جدی هستیم.
* از کلاس های خودشناسی غافل نباشیم. برای متعادل بودن و ایفای نقش پدر و یا مادر خودآگاه کمکمان می کند.
* نقاط مثبت رفتاری و عملکردی فرزندانمان به آنها یادآوری کنیم و از طریق پاداش دادن مادی، کلامی، غیرکلامی و رفناری، ایشان را تشویق کنیم.
* به نیازهای درست و واقعی آنها توجه داشته باشیم و پاسخ مناسب با سن و جنس آنها بدهیم.
* توجه داشته باشیم که هر انسان و کودکی، منحصر به فرد است. هیچ دو کودکی در خانه مانند هم نیستند، حتی دو قلوهای یکسان؛ بنابراین این تفاوت ها را در نظر بگیریم و متناسب با آن، شرایط پیرامونی شان را دلچسب کنیم.
* تعامل با کودک، حوصله می خواهد. برای این کار، زمانی که کودک به صحبت کردن علاقه نشان می دهد، با دقت به او گوش دهیم و به حرف هایش توجه کنیم.
* هنگام گفتگو ارتباط چشمی آرامش بخش و اطمینان بخش است. کودک متوجه می شود که شما با نگاه کردن به او تاییدش می کنید.
* به فرزندان خود یاد بدهید برای استفاده بهینه از وقت خود برنامه ریزی داشته باشند. این امر آنها را هدفمند و فعال می سازد.
* فعالیت های هنری، ورزشی و علمی مورد علاقه کودکان را تشویق کنید و استفاده صحیح از اوقات فراغت را به آنها بیاموزید.
* استعدادهای واقعی فرزندان خود را بشناسید. هیچ دلیلی ندارد همه دکتر و مهندس شوند. اگر هر کسی متناسب با علاقه خود حرفه و یا رشته تحصیلی خود را انتخاب کند، موفق خواهد بود و به جامعه انسانی خدمات شایسته خواهد کرد.
* والدین با ید با حمایت عاطفی از فرزند خود او را به پشتیبانی خود دلگرم کنند. به حرفهایش گوش دهند و آشکارا احترام به کودک را ابراز نمایند.
* در پایان، گاهی زبان طنز و شوخی لطیف را برای تلطیف موقعیت و کاهش نگرانی ها را به کار گیرند.
نویسنده:نگار فرهاد پور،کارشناس ارشد روانشناسی



تعداد بازدید : ۷۶۷
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید