شماره36

با زبان بدن آشنا شویم

(جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸) ۱۳:۳۴

امروز برای بهتر فهمیدن انسان ها، نیاز به یادگیری زبان بدن داریم. آشنایی با زبان بدن، درک متقابل را افزایش می دهد و به ما کمک می کند قضاوت بهتری داشته باشیم و تصمیمات درست تری بگیریم.

مولوی می گوید: "چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم." تا انسان بتواند از اصوات برای انتقال مکنونات خود استفاده کند و در شکل پیچیده تر، زبان گفتاری را طرح ریزی نماید، چندین هزار سال زمان لازم داشته است. در واقع، پیش از آن از زبان بدن برای انتقال مفاهیم و خواسته های خود بهره می گرفت. اگرچه با تکامل زبان گفتاری، ظاهرا زبان بدن در حاشیه قرار گرفته، ولی در واقع، بیشترین زبان، آنی نیست که با کمک آن صحبت می کنیم.
با این توصیف، در دنیای پیچیده تر امروز برای بهتر فهمیدن انسان ها، نیاز به یادگیری زبان بدن داریم. زبان بدن یا "تن گفت" به مجموعه ی رفتارهای غیرکلامی و فیزیکی اطلاق می شود که در آن فرد بدون صحبت کردن، قادر به انتقال پیام و برقراری ارتباط با دیگران است . آشنایی با زبان بدن، درک متقابل را افزایش می دهد و به ما کمک می کند قضاوت بهتری داشته باشیم و تصمیمات درست تری بگیریم.
یادگیری تکنیک‌های زبان بدن باعث می شود که ما در ارتباطات غیرکلامی خود که بخش عمده‌ای از ارتباطات ما را تشکیل می‌دهند توانمندتر شویم و با استفاده بهینه از این تکنیک ها در ارتباطات و مذاکرات خود بهتر بدرخشیم.
اهمیت یادگیری زبان بدن
زبان بدن( (Body Language نوعی ارتباط غیر کلامی است که در برقراری ارتباطات روزمره ما جایگاه بسیار پررنگی دارد.
یادگیری زبان بدن، به ما این امکان را می دهد که پیام های بهتری را در روابط خانوادگی، عاطفی، کاری و اجتماعی خود ارسال و یا دریافت کنیم. در واقع، می توانیم کنترل بیشتری روی پیامی که می خواهیم ارسال کنیم، داشته باشیم و پیام ها و رفتارهای دیگران را بهتر درک کنیم.
برای مثال، می توانیم با یادگیری این اصول و قواعد در هنگام صحبت، با تکنیک های زبان بدن، کلام خود را تقویت و پشتیبانی کنیم.
زبان بدن، مکمل کلام
وقتی برای اولین بار فردی را ملاقات می کنیم، از روی آنچه می بینیم درباره کیفیت رابطه، یا احتمال صمیمی شدن با وی، قضاوت می کنیم. امروزه بیشتر محققان این حوزه بر این امر توافق دارند که واژه ها و کلمات عمدتا برای انتقال اطلاعات هستند، در حالیکه زبان بدن، صادقانه تر نگرش های شخصی منعکس می کند.
شخص ماهر با گوش دادن به صدای افراد باید بتواند تشخیص دهد که او چه حرکتی می خواهد انجام دهد و حتی با مشاهده حرکات شخص، زبانی که می خواهد با آن صحبت کند را پیش بینی نماید.
بیان احساسات و افکار با زبان بدن
شاید بتوانیم کلام خود را کنترل کنیم، ولی وضع عاطفی ما از طریق زبان بدن منعکس می شود. هر حرکت، یک کلید ارزشمند برای درک عواطف طرف مقابل است.
شاید یک مثال برای روشن شدن مطلب لازم باشد. مادر عصبانی گاهی فقط به فرزند خاطی خود نگاه می کند؛ نگاهی که کودک را در جای خود میخکوب می کند. یا رییسی که با حرکت دست، عدم تمایل خود را برای گفتگو با کارمند ابراز می کند.
یاد آور می شود که زبان بدن بسیار پیچیده است. با دانستن چند نکته نمیتوان رفتار طرف مقابل را تجزیه و تحلیل کرد. برای پی بردن به زبان بدن، معمولاً باید چند حرکت و رفتار را همزمان با هم بررسی نمود تا معنای آن، درست فهمیده شود.
زبان بدن، ذاتی یا اکتسابی؟
این بحث که کدام حرکات اکتسابی بوده و به تدریج به عادت تبدیل شده و چه حرکاتی ذاتی هستند هنوز ادامه دارد.
خانواده و جامعه در نهادینه کردن برخی از حرکات نقش دارند. اگرچه تفاوت های فرهنگی بسیارند، اما میتوان گفت که نشانه های اصلی زبان بدن در همه فرهنگ ها و اقشار، حدوداً یکی است.
اکثر مردم روی حرکات خود دقت ندارند و نمی دانند که چطور این کار را می کنند. همین الان دست به سینه بنشینید و بعد به سرعت وضعیت خود را تغییر دهید. بالاخره متوجه خواهید شد که یکی از این دو وضعیت برایتان راحت تر خواهد بود. در واقع، این یک ژست ژنتیکی است که نمی توان تغییرش داد.
نکات مهم در یادگیری زبان بدن
گاهی افراد، نظر و احساس واقعی خود را به زبان نمی آورند. به عبارتی، آنچه که افراد مختلف در وضعیت های متفاوت ابراز می کنند، نگرش واقعی و حقیقی افراد را نشان نمی دهد. شما میتوانید با توجه به ژست و حرکات افراد، به واقعیت نزدیک شوید؛ بنابراین، باید از این سه قانون زیر برای اظهار نظر درست پیروی کنید.

1- مجموعه حرکات را با هم ببینید
اشتباه رایج در خواندن زبان بدن این است که یک حرکت را جدا از سایر حرکات یا شرایط تعبیر کنید.
مثلا بازی با مو و خاراندن سر، معانی متفاوتی مانند عدم اطمینان، عدم بهداشت، فراموشکاری و دروغگویی دارد و فهمیدن اینکه کدام معنا در حال حاضر صدق می کند، به سایر حرکات همزمان فرد بستگی دارد.
زبان بدن مانند هر زبان دیگری، دارای واژه، جمله و نقطه گذاری است. هر حرکت مثل یک واژه تنها است و هر واژه ممکن است معانی متفاوت و متعددی داشته باشد؛ مانند کلمه شیر در زبان محاوره، که معانی متفاوتی دارد. فقط هنگامی که یک واژه را با واژه دیگر در یک جمله قرار می گیرد، می توان معنای آن را به طور کامل درک کرد.
در واقع، مجموعه حرکات و ژست های ما در یک قالب قرار می گیرند و نگرش واقعی ما را بیان می کنند. گفتنی است که یک مجموعه زبان بدن درست مثل یک جمله باید حداقل سه واژه داشته باشد تا دقیقا بتوان معنای هر واژه را تعبیر کرد.
2- دنبال همخوانی در حرکات بگردید
بر اساس تحقیقات، تاثیر نشانه های غیرکلامی تقریبا پنج برابر کلام است، به عنوان مثال، اگر ببنید سیاستمداری به شما می گوید که نظرهای مخالف را با آغوش باز می پذیرد در حالیکه دست به سینه ایستاده و چانه اش پایین است. آیا حرفش را باور می کنید؟
یا در حالیکه سعی کند متقاعدتان کند که فرد دلسوزی است، ضربات کوتاه و تندی روی میز می زند چطور؟
همینطور کسی که مدعی است از ازدواجش راضی است، در حالیکه با حلقه ازدواجش بازی می کند آن را از انگشتش خارج و دوباره به انگشت می کند. در واقع او واقعیت را نمی گوید و در زندگی اش مشکل دارد.
3- حرکات شخص را در موقعیتی که هست معنا کنید
حرکات مشابه در شرایط متفاوت، معانی متفاوتی دارند. مثلا اگر فردی در یک روز سرد برفی دست به سینه باشد، در حالیکه پاهایش را محکم روی هم انداخته و چانه اش هم رو به پایین است، به احتمال قوی به این معنا است که سردش شده است. اما معنای رفتار همان شخص با همان حالات سر میز فروش، این است که نسبت به پیشنهاد شما احساس منفی دارد.
اهمیت یادگیری زبان بدن در ارتباطات

تا به حال به این موضوع دقت کرده اید که وقتی می خواهید در مهمانی یا مراسمی با فرد جدیدی آشنا شوید، اولین پیام هایی که در ذهن مخابره می شود از طریق زبان بدن است؟

بعنوان مثال، در یک میهمانی، مایل هستید که با کسی آشنا شوید. ابتدا از دور به طرز ایستادن او و حالات چهره اش دقت می کنید که آیا گرفته است یا خوشحال، سپس تصمیم می گیرید که جلو بروید و ارتباط را برقرارکنید. مثلا اگر از حالت چهره ی فرد متوجه شدید که خوشحال است، می توان گفتگو را به سمتی برد که کمی شادتر باشد، اما وقتی از حالات چهره و زبان بدن او متوجه شدید که او جدی است، احتمالا در استفاده از طنز در گفتگو، کمی ملاحظه می کنید و گفتگو را رسمی تر ادامه می دهید.
جالب این است که یادگیری زبان بدن باعث می شود که در رفتار خودمان نیز دقیق تر شویم.
بدین ترتیب، یکی از ابتدایی ترین پیام هایی که ارسال می کنیم از طریق زبان بدن است. فرض کنید قرار است به یک جلسه یا مهمانی بروید، اگر در مورد اصول زبان بدن اطلاع داشته باشید می دانید که قبل از این که حتی گفتگویی بین شما و کسانی که قرار است با آنها جلسه داشته باشید اتفاق بیفتد، ظاهر شما، از جمله نوع پوشش شما و نوع راه رفتن و حرکات بدن شما در مورد شما اطلاعاتی را به افراد منتقل می کند، حالا که می دانید زبان بدن امری مهم و ضروری در ارتباطات است می توانید کاری کنید که افراد تا حد زیادی پیامی که شما می خواهید را دریافت کنند.
نوع نگاه شما به افراد حاضر در جلسه، نوع دست دادنتان و ارتباطات چشمی شما با افراد می تواند تا حد زیادی در روند جلسه تاثیر گذار باشد.
زبان بدن منشی یا فروشنده
حتماً برایتان پیش آمده که برای خرید به جایی رفته باشید و فروشنده یا منشی مجموعه حس خوبی به شما منتقل نکرده باشد.
ممکن است این حس هیچ ارتباطی با کلام منشی نداشته باشد؛ یعنی او مودبانه پاسخ داده، اما در مجموع، شما اصلاً حس خوبی به این ارتباط نداشته باشید! در چنین مواقعی حتی ممکن است از خرید خود صرف نظر کنید و ترجیح بدهید کالا یا خدمات مورد نظر خود را از جای دیگری تهیه کنید.
زبان بدن در ارتباط با رئیس
مطمئناً زمان‌هایی وجود دارد که نیاز است با فردی که به لحاظ سازمانی در رتبه بالاتری از شما قرار گرفته‌ است، صحبت کنید و در این شرایط،، برخی از مدیران کارهایی می‌کنند که اصلاً احساس خوبی ایجاد نمی کند!
مثلاً مدیر هنگام صحبت، به شما نگاه نمی‌کند و به تلفن جواب می دهد و یا به دیگری توجه می کند.
در چنین حالتی، شما نه تنها حس خوبی نمی ‌گیرید، بلکه احساس می‌کنید که مدیر به شما احترام لازم را نگذاشته است و از آن طرف، مدیر هم ممکن است با خود فکر کند به شما «فرصت سوء استفاده» نداده است!
زبان بدن در ارتباط با دوستان
گاهی پیش می آید که در ارتباط با دوستان – علی رغم گفتگوهای همیشگی- متوجه حالتی غیرعادی می شویم. و همین، ما را به سمت پرسش ویژه از او می برد. ما در واقع، از رفتار غیرکلامی دوستمان متوجه حالت متفاوت او می شویم.
خب در همه این حالات، یک نکته مشترک وجود داشت! شخص مقابل ما، بدون تغییر در وضعیت کلامی خود، حس ناخوشایندی را به ما منتقل کرد و این نشان دهنده قدرت بسیار زیاد ارتباطات غیرکلامی است.
نقش زبان بدن
میزان اثرگذاری ارتباطات ما از 3 قسمت کلی تشکیل شده است.
- کلام
- صوت و لحن صدا
- حرکات بدن
و موضوع متحیر کننده در این بررسی، میزان اثرگذاری هرکدام از اجزا در ارتباطات است!
بیشتر سخنرانان و افراد تمرکز خود را بر روی کلام می‌گذارند و توجه کمتری به لحن و زبان بدن خود دارند، در حالی که در این تحقیق، نشان داده شده که کلام، کمترین میزان اثرگذاری را دارد و سهم آن فقط 7٪‌ از ارتباطات است در حالی که لحن صدا 38 درصد از اثرگذاری در ارتباطات را شامل می‌شود و 55 درصد باقیمانده نیز سهم زبان بدن خواهد بود!
شاید اکنون متوجه شده باشیم که چرا اکثر مردم جامعه تماشای تلویزیون را به گوش کردن رادیو و گوش کردن رادیو را به خواندن کتاب ترجیح می‌دهند.
حالا باید چه کار کنیم؟ تا بتوانیم با اجزای غیر کلامی خود ارتباطات موثرتری داشته باشیم؟
در پاسخ باید بگویم که نیاز است در ابتدا بدانیم که زبان بدن در چه جایگاه‌هایی کاربرد دارد؛ یعنی اجزای زبان بدن معمولاً در چه شرایطی به کار می‌آید؟
شاید این نوع دسته بندی، خیلی هم متداول نباشد اما با چنین دسته بندی می‌توان این مبحث را به سادگی پیش برد:
-1 ارتباطات معمولی افراد
در چنین ارتباطاتی (مثل ارتباط با همکار، خریدار، فروشنده، مدیر و ...) که در محیط کار و بطور روزمره با آن بسیار زیاد سر و کار داریم، زبان بدن، بیشتر نقش واقعی خود را ایفا می‌کند و مثلاً اگر واقعاً تمایلی به شنیدن صحبت‌های کسی نداشته باشیم، خب حالت چهره و حرکات ما احساس ما را نشان می‌دهد!در ارتباطات خانوادگی و یا دوستانه، درک زبان بدن با توجه به شناخت بیشترشاید آسانتر باشد.

-2 سخنرانی‌ها و جلسات
در جلسات و سخنرانی ها معمولا با کسانی طرف هستیم که به دنبال سود متقابل هستند؛ بنابراین، زبان بدن، اهمیت ویژه‌ای پیدا می کند؛ پس باید به دو نکته توجه کنیم. اول این که دقت داشته باشیم زبان بدن ما احساس ناخوش‌آیندی به مخاطب مخابره نکند و دوم این که توجه کنیم که زبان بدن ما به اثرگذاری مثبت و اقنا کننده کمک کند؛ مثلاً وقتی که قصد داریم بزرگ بودن یک چیز را بیان کنیم با باز کردن دستمان این موضوع را نشان دهیم.
-3 بررسی فرد (در روابط عاطفی)
سومین موردی که در آن زبان بدن به کمک می‌آید، بررسی عواطف و صداقت فرد مقابل است. این فرد ممکن است دوست، همسر و نزدیکان ما است.
این که آیا او به ما علاقه مند است یا خیر، راست می‌گوید یا دروغ، به اندازه کافی به ما اعتماد دارد یا خیر و... همه و همه می‌توانند در این بخش قرار بگیرند. گاهی نیاز زیادی به حرف زدن نیست. حرکات و رفتار ما بیانگر بسیاری از مکنونات قلبی ما است. آنتوان دوسنت اگزوپری در کتاب شازده کوچولو می گوید: زبان، سرچشمه سوء تفاهم است.
در پایان، نکته قابل ذکر و تاکید آنکه شناخت زبان بدن، یک علم است و پیچیدگی های خاص خود را دارد؛ بنابراین، برای بهره بردن از این دانش باید آن را فرا گرفت. با یک مقاله نمی توان به کنه آن پی برد. این مقاله میتواند یک مقدمه برای ورود به یادگیری این مهارت باشد.

گرد آورنده: محمد مهدی بری مهربانی-کارشناس ارشد روانشناسی


تعداد بازدید : ۳۳۳
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید