اشعار بهاری

(دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸) ۱۰:۱۴

زبان فارسی با طنین زیبای خود وقتی با انواع صناعات لطیف شعری همراه می شود، خوش آوایی و زیبایی اش، مثال زدنی و کم نظیر می شود. بویژه آنکه مضمون بهار باشد. به بهانه سال نو گریزی کوچک زده ایم به اشعار شاعران خوش ذوق و برگ های سبزی چیده ایم در حد بضاعت صفحه.

حافظ
خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به "حافظ"، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. متولد حدود سال ۷۲۶ هجری قمری در شیراز ابیات زیر گزیده ای از اشعار وی در وصف بهار است.
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد

هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد

به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد

زفکر تفرقه باز آن تاشوی مجموع
به حکم آنکه جو شد اهرمن، سروش آمد

ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که باده زبان خموش آمد

چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد

زخانقاه به میخانه می رود حافظ
مگر زمستی زهد ریا به هوش امد

خیام نیشابوری
حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به "خیام" فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد.گزیده ای از اشعار این دانشمند و فیلسوف بزرگ را در خصوص بهار بخوانیم.

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست
خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است

سعدی شیرازی
سعدی شیرازی شاعر و نویسنده پارسی گوی ایرانی که در سال 606 هجری قمری متولد شد.وی نیز در توصیف بهار اشعار بسیار دارد که در زیر یکی از این اشعار را با هم میخوانیم.

برخیز که می رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد زپیش ایوان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بر خیز که باد صبح نوروز
در باغچه می کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان

محمدرضا شفیعی‌کدکنی
محمد رضا شفیعی کدکنی ، فقیه، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و شاعراهل ایران است که با تخلص م. سرشک خود را معرفی میکرد.وی در نوزدهم مهر ماه سال 1318 هجری شمسی در کدکن چشم به جهان گشود.اون نیز مانند دیگر بزرگان ابیاتی در وصف بهار دارد که در ادامه با هم میخوانیم.

بزرگا گیتی آرا نقش بند روزگارا
‌ای بهار ژرف
به دیگر روز و دیگر سال
تو می‌آیی و
باران در رکابت
مژده‌ی دیدار و بیداری
تو می‌آیی و همراهت
شمیم و شرم شبگیران
و لبخند جوانه‌ها
که می‌رویند از تنواره‌ی پیران
تو می‌آیی و در باران رگباران
صدای گام نرمانرم تو بر خاک
سپیداران عریان را
به اسفندارمذ تبریک خواهد گفت
تو می‌خندی و
در شرم شمیمت شب
بخور مجمری خواهد شدن
در مقدم خورشید
نثاران رهت از باغ بیداران
شقایق‌ها و عاشق ها
چه غم کاین ارغوان تشنه را
در رهگذر خود
نخواهی دید

نیما یوشیج
علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج شاعر معاصر ایرانی و بنیان‌گذار شعر نوین و ملقب به پدر شعر نو فارسی است.وی متولد 21 آبانماه سال 1276 هجری شمسی است.
شکوه ها را بنه، خیز و بنگر
که چگونه زمستان سر آمد
جنگل و کوه در رستخیز است
عالم از تیره رویی در آمد
چهره بگشاد و برق خندید
عاشقا خیز که آمد بهاران
چشمه کوچک از کوه جوشید
گل به صحرا در آمد چو آتش
رود تیره چو طوفان خروشید
دشت از گل شده هفت رنگ است
تو هم ای بینوا شاد بخرام
که ز هر سو نشاط بهار است
که به هر جا زمانه به رقص است
تا به کی دیدهات اشکبار است؟
بوسه ای زن که دوران رونده است



تعداد بازدید : ۲۹۱
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید