شماره38

بهبود یافتم؛ چون خوشبین بودم

(دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۹) ۱۲:۴۹

کلمات، افکار و باورهایمان، نتایج خاصی در جهان فیزیکی ایجاد می کنند. انسان قدرتمند با مدیریت افکار خود میتواند بر پدیده های مادی و معنوی، تاثیر تعیین کننده بگذارد. با این نگرش، مقاله ذیل ارایه می شود.

حتی قوی ترین آدم ها ممکن است نقطه ضعف ساختاری در اندیشه و جسم خود داشته باشند. این ضعف ها که خیلی از اوقات بسیار پنهان است، با فشارهای روحی و ضعف سیستم دفاعی ممکن است ممکن است به صورت بیماری خود را نشان دهد.
پس از محرز شدن بیماری، دو گروه هستند که باید وظایفی به عهده بگیرند:
1- خود بیمار
2- اطرافیان ( اعم از خانواده و دوستان )

- خود بیمار اگر فرد آگاه و اهل مطالعه باشد، بخوبی می تواند موقعیت خود را تجزیه و تحلیل کرده، برنامه زندگی خود را در راستای شکست بیماری دوباره نویسی کند. در این مسیر، گام اول تقویت روحیه است. تاثیرمثبت اندیشی خود بیمار در تقویت سیستم ایمنی از هر دارویی بیشتر است.
- نحوه برخورد صحیح خانواده و اطرافیان، نقش کلیدی در افزایش روحیه بیمار و قدرت مقابله بیمار دارد. باید توجه داشته باشیم که بیماری ممکن است اعتماد به نفس بیمار را متزلزل و او را منفعل کند و روند بهبودی را دشوارتر و طولانی تر نماید. آنها نیازمند روحیه، روش ها و رهنمودهایی هستند تا با روحیه قوی با بیماری مبارزه کنند و بر بیماری چیره شوند
در مورد دوستان و اقوام، اگر امکان و مجوز دیدار حضوری هست به دیدار بیمار بروید. و اگر این امکان نیست، تماس های تلفنی و حتی تصویری بسیار تاثیر گذار است. بیمار باید با این ارتباطات، روحیه اش تقویت شود پس با گفتگویی شاد، از راه دور برای مبارزه با بیماری تشویقش کنید.

چگونه به بیمار روحیه بدیم؟
حضور اطرافیان باید جوی شاد و آرام برای بیمار بسازد و به تخلیه هیجانی و ابراز هیجان ها بینجامد. باید با بیمار درباره تجربه های مثبت و نمونه های درمان شده صحبت کرد.
پیش از هر چیز باید توجه داشت که فردی که به بیماری حادی مبتلا می شود، سرانجامش پایان زندگی نیست. طرز برخورد صحیح و همکاری دوستان، خانواده و پزشکان می تواند تفاوت عمده ای میان مرگ و زندگی بیمار ایجاد نماید.
بیماری، تنها به جسم بیمار صدمه نمی زند، بلکه روحشان را نیز در بر می گیرد. افرادی که دچار بیماری های سخت می شوند، خیلی سریع اعتماد به نفسشان را از دست داده و از ترس قادر به انجام هیچ کاری نیستند. هیچ مقاومتی از خود نشان نمی دهند و این امر، نهایتاً به افسردگی می انجامد. آنها نیازمند رهنمون هایی هستند تا بتوانند راحت تر با این بحران زندگی خود کنار بیایند.
مثبت نگری و جلسات گروهی

برای کمک به رسیدن بیمار به مرحله پذیرش بیماری، شرکت در جلسات گروهی افراد مبتلا، سرزدن به سایت های مرتبط و انجمن ها، تقویت خوشبینی و اعتقادات و امید بیمار و… مهم است. استفاده از جملات مثبت در شکل پوستر، عکس و طرح های مرتبط، بسیار تاثیر گذار است. کمک کنید تا بیمار دوره درمان خود را مرحله مبارزه با بیماری بداند که با صبوری، ارتباط آگاهانه و امید عمیق و واقعی به بهبودی، میزان موفقیت را بطرز چشمگیری افزایش می دهد.

حمایت از بیمار
یکی از روزهای ناخوش که می تواند برای هر فردی پیش بیاید، ابتلا به بیماری است. شما باید در خانواده در هر جایگاهی، مهارت حمایت از یک فرد بیمار را داشته باشید .وقتی یکی از اعضای خانواده بیمار می شود، ریتم زندگی تغییر می کند. مدیریت صحیح اوضاع زندگی کمک می کند تا فضای دلهره و نا امیدی در خانه حاکم نشود و امید، به یاری شما و بیمارتان بیاید تا هر چه زودتر در مبارزه با بیماری اش پیروز شود. شریک بودن در روزهای ناخوش اعضای خانواده مثل اوقات خوش نیست و مهارت می خواهد. اگر بیمار متوجه شود که نزدیکانش، با روی گشاده با وی همراهی خواهند کرد، با روحیه بسیار بهتری همراهی می کند. روحیه خوب و امیدوار، تاثیر مثبت دارو را چند برابر می کند.

برای ملاقات بیمار، مهمان را به شرط بپذیرید
اینکه بیمار تمایل به دیدار دوستان داشته باشد، باید صراحتا از جانب وی اعلام شود. در گام بعدی حضور اطرافیان باید جوی شاد و در عین حال، آرام برای بیمار بسازد و به تخلیه هیجانی و ابراز هیجان ها بینجامد. باید با او درباره تجربه های مثبت و نمونه های درمان شده صحبت کرد.
ملاقات بیمار نشانه علاقه و احترام دوستان و اقوام است. اما اگر این دیدارها طولانی باشد و مطابق میل بیمار نباشد می تواند موجب پریشانی، فشار روانی و بیقراری او نیز شود. پس با برنامه ریزی خانوادگی، این ملاقات ها را به نوعی ترتیب دهید که بیمار احساس راحتی کند. مشکل اینجا است که در فرهنگ ما یکباره تصمیم می گیرند 20 نفره با گل و شیرینی و کلی سرو صدا و شیطنت به عیادت دوست بیمار بروند، در حالی که بیمار شاید آمادگی پذیرش این گفته ها و رفتارها را نداشته باشد.
گاهی بیمار با بعضی از افراد ( دوست و یا خویشاوند ) در رابطه با بیماری اش ارتباط بهتری برقرار می کند. خوب است دیدارهای آنها تکرار شود.
پس هم اینکه چنین بیمارانی را تنها بگذاریم غلط است و هم اینکه همه یکباره برای دیدارش برویم! گفتن حرف های شعاری و روحیه دادن بیهوده به کسی که واقعا غمگین است، هم عملا اعصاب او را به هم می ریزد. کسی که مشکل جدی دارد، باید با مشکلش روبرو شود، ولی نحوه انجام این کار مهم است. نه کوچک شمردن بیماری صحیح است و نه هیولا انگاشتن آن.

محیط زندگی را دلنشین ترکنید

البته خوب است که در مورد بیماری و چگونگی و چرایی بروز آن اندیشه کنید، اما دنبال مقصر نباشید. پژوهش ها نشان داده است که خانه های ناآرام، احتمال اثر بخشی درمان سرطان را کم می کند. خانه آرام می تواند علاوه بر کمک به روحیه بیمار، جسم او را هم آرام کند. بازنگری تک تک افراد در نگرش و کنش قبلی و ایجاد تغییرات، نوعی بلوغ است که ضمن همراهی با بیمار، در اطرافیان پدیدار می شود.

با بیمار گفتگو کنید
اجازه دهید بیمار صحبت کند. نیازی نیست همیشه برای گلایه های فرد بیمار جوابی داشته باشید، گاهی لازم است فقط صبور باشید و با گوش شنوا، سخنان او را بشنوید تا آرام شود. خودتان آسان بگیرید و با لحن تاثیر گذار ازبیمار بخواهید که آسان بگیرد.

با بیمار به سفر بروید

در صورت تمایل بیمار، برنامه سفر ترتیب بدهید. سفر به جاهایی که قبلا برای دیدنشان اظهار تمایل می کرد و امکان رفتن فراهم نشد. سفرهای تفریحی و زیارتی می تواند کمک خوبی برای روحیه دادن و آرام کردن بیماران باشد. ارتباط با طبیعت، معجزه می کند و می تواند کمک درمان بسیار خوبی باشد.

بیمار نباید بیکار باشد
بیکاری، هم روان را به هم می ریزد و هم کارکرد جسم را مختل می کند. بیکاری حتی در روزهای عادی هم می تواند به روحیه افراد سالم صدمه بزند. این توصیه برای بیماران سخت، خیلی مهمتر است. تا جایی که توان جسمانی به بیمار اجازه می دهد. به او کمک کنید تا زندگی عادی قبلی مانند سرکار رفتن، کار خانه و… را انجام دهد. انجام کارهای هنری هم در این دوران به حفظ روحیه و تخلیه هیجانات منفی کمک می کند.

ورزش به افزایش روحیه کمک می کند
تحرک، نشاط آور است و جریان خون را بیشتر می کند. بنابراین، از ورزش غافل نشوید؛ اما درمورد نوع و کمیت آن با پزشک مشورت کنید. ورزش علاوه بر کمک به تقویت جسم، انرژی روحی بیمار و امید به زندگی او را بالا می برد. اگر مشکل مالی ندارید، می توانید از مربی خصوصی در خانه بهره بگیرید.

یک درد و دل دوستانه چاشنی بیماری
ممکن است بیمار به دلیل تغییرات در ظاهر خود ترجیح دهد با دوستانش ملاقات حضوری نداشته باشد. در این صورت بهتر است به صحبت تلفنی با او اکتفا کرد.
از طرفی، اگر اطرافیان، فردی را که دچار علایم افسردگی و اضطراب ناشی از بیماری شده باشد و به علت اینکه سیستم ایمنی اش مشکل پیدا کرده یا تغییر ظاهرش، نتواند یا ترجیح دهد زیاد از خانه خارج نشود، تنها بگذارند، با خودش فکر می کند همه رهایش کرده اند! بنابراین معاشرت با بیمار، ظرافت و دقت خاصی می طلبد.
بهترین کار این است که با توجه به شناختی که از دوست بیمارمان داریم عمل کنیم. قبل از هر کار، هم باید با نزدیکان درجه یک او مثل خواهر و برادرش، تماس بگیریم تا مثلا اگر تلفن هایمان را جواب نمی دهد، به او پیغام دهد که ما تماس گرفته ایم و گفته ایم دلمان برایش تنگ شده. بگوید ما مشکلش را می دانیم و می خواهیم برای دیدنش بیاییم، ولی اگر مزاحمش هستیم، این کار را انجام ندهیم.
خوب است برایش پیغام بگذاریم که دوست داریم کنارش باشیم ولی تصمیم گیری را به عهده خود او می گذاریم تا هر وقت حوصله داشت، اشاره کند تا برویم. با این کار بیمار متوجه می شود دیگران درکش می کنند و برای آنها ارزشمند است. ممکن است دوست بیمارمان بگوید حوصله ندارم ولی نباید یکباره به این بهانه او را رها کرد، زیرا ممکن است این حال او مقطعی باشد.
بیشتر بیمارانی که دچار بیماری صعب العلاج هستند، به وجود دوستانشان نیاز دارند و معمولا بعد از مدتی، علاقه مند می شوند با آنها ارتباط برقرار کنند. همان طور که گفتم، حضور اطرافیان باید جوی شاد و آرام برای بیمار بسازد و به تخلیه هیجانی و ابراز هیجان ها بینجامد. باید با او درباره تجربه های مثبت و نمونه های درمان شده صحبت کرد و حتی اگر می توانیم یکی از نزدیکان که دچار همین بیماری و روبه بهبود است، با خود برای دیدار دوست بیمارمان ببریم تا متوجه شود دیگران می فهمند چه دردی دارد و این اقدام ها بسیار موثرتر از این است که بخواهیم حواسش را پرت کنیم.

همزمان از خودتان هم مراقبت کنید
قطعا مراقبت از بیمار، فشار روانی دارد. خوب است که شما به عنوان مراقب و شخص نزدیک در حال مراقبت از او هستید، خودتان را فراموش نکنید. اگر شما که نقش پرستار را دارید، از لحاظ جسمی دچار مشکل شوید، اوضاع وخیم تر می شود. برای اینکه تکیه گاه خوبی باشید، سعی کنید با تغذیه خوب و نیرو بخش و آرام بخش خود را تقویت کنید تا بیمارتان احساس خلا و ضعف را در شما نبیند. نشاط، طراوت و امیدواری شما او را امیدوارتر می کند.
گرد آورنده: نگار فرهادی پور-کارشناس ارشد روانشناسی

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید