خواجه عبداله انصاری، خالق اثر مشهور مناجات نامه

خواجه عبداله انصاری، خالق اثر مشهور مناجات نامه
(پنج شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۱) ۱۴:۲۱

شهرت و محبوبیت خواجه عبدالله انصاری در میان فارسی زبانان، بیشتر به سبب مناجات او است. مناجاتی که با نثری زیبا و مسجع و اهنگی خوش، به زبان فارسی دری به رشته تحریر درآمد و در رساله‌ای عرفانی و ادبی با عنوان مناجات نامه یا الهی‌نامه گردآوری شد. قدیمی‌ترین متونی که مناجات خواجه عبدالله را در خود جای داده‌اند،‌ «تفسیر کشف‌الاسرار میبدی» و «طبقات الصوفیه انصاری» معرفی می‌کنند.

ابواسماعیل عبدالله بن ابی‌منصور محمد (زادهٔ ۲ شعبان ۳۹۶ ه‍.ق ) در هرات دانشمند و عارف صوفی مسلک ایرانی بود. او به عنوان یکی از نوابغ ادبی و چهره‌های شاخص و خراسان قدیم در قرن ۱۱ میلادی/ ۵ ه‍.ق شناخته می‌شود که به عنوان مفسر قرآن، محدث، اهل فن جدل و استاد اخلاق، دستی بر آتش داشته‌است. عمده شهرت وی به خاطر فن سخنوری، اشعار و متون نغز و بی مانندش، به خصوص در مدح و ثنای خداوند به زبان‌های عربی و فارسی بوده‌است.

القاب

این عارف نامدار، معروف به پیرهرات، پیر انصار، خواجه عبدالله انصاری، انصاری هروی و شیخ الاسلام می باشد که این لقب آخر را ظاهراً نخستین بار خلیفه عباسى "المقتدى" در سال 474 ق به او داد و از آن پس این لقب براى پیر هرات علم شده و رسمیت یافته است.

دوره کودکی و نوجوانی (خواجه عبدالله انصاری)

خواجه عبدالله انصاری که از آوان خرد سالی دارای استعداد قوی و ذهن وقاد بود. در چهارسالگی خواندن و نوشتن آموخت و در نه سالگی شعر می گفت. تا ده سالگی تحت راهنمایی پدر خود به فراگیری تعلیمات متداوال علوم دینی پرداخت.

دوران نوجوانی را بدلیل کوچ پدرش به بلخ، بدون سرپرستی پدر بود. وی تحت سرپرستی صوفی نامدار شیخ عمو پرورش یافت. سپس نزد استادانی چون یحیی ابن عمار و طاقی سجستانی به تعلیم قرآن و حدیث ادامه داد. وقتی سلطان مسعود غزنوی ولیعهد و حاکم هرات بود وی دوازده ساله بود.

خواجه عبدالله انصاری به اثر ذکاوت آگاهی و استعداد خود در کمترین زمان بسیاری از علوم دینی و ادبی رافرا گرفت و مطالعات عمیقی به عمل آورد که به نام یک عالم و عارف بزرگ مشهور گردید.

خواجه عبدالله در حدیث و شعر و شرع، در محضر علمای بسیاری حضور داشت، اما کسی که رموز تصوف و حقیقت را به او نمود، شیخ ابوالحسن خرقانی بود. خواجه عبدالله خود می گوید: "اگر من خرقانی را ندیدمی، حقیقت ندانستمی و همواره این با آن در می آمیختمی، یعنی نفس با حقیقت. " نخستین ملاقات خواجه عبدالله با خرقانی هنگامی است که در سال 424 به قصد زیارت خانه خدا، هرات را ترک می کند و هنگام بازگشت از سفر حج، با خرقانی روبرو می شود.

خرقانی نیز با دیدن خواجه عبدالله که جوانی پرشور و هوشمند بود، او را گرامی داشت و خواجه عبدالله در این مورد می گوید: "مریدان خرقانی مرا گفتند که سی سال است که تا با وی صحبت می داریم. هرگز ندیده ایم که کسی را چنان تعظیم کند که تو را و چنان نیکو داشت که تو را." خواجه عبدالله به دیدار ابوسعید ابی الخیر هم رفته است.

سبک ادبی آثار خواجه

سبک و روش خواجه عبدالله انصاری همان روش اهل وعظ و خطابه بود و آثار او بیشتر بین نثر مرسل و نثر مصنوع به رشته تحریر در آمده است که حالتی از شعر نیز در آثار او حس می‌شود.
بزرگترین امتیاز پیر هرات را می توان در تغییر شیوه نثر فارسی و توانایی وی در سرودن شعر به دو زبان فارسی و عربی عنوان کرد که این مسأله در بسیاری از اشعار خواجه که در غالب رباعی و غزل است دیده می‌شود.

نابینا شدن خواجه عبدالله انصاری

هشت سال آخر عمر او یعنی از سال چهارصد و هفتاد و سه به بعد در کوری و نابینایی گذشت ولی نه کوری و نه پیری هیچکدام او را از تفسیر و تذکیر و مخالفت با مخالفان باز نداشت.

آرامگاه خواجه عبدالله انصاری کجاست؟

خواجه عبدالله انصاری در روز جمعه ۲۲ ذی‌الحجه سال ۴۸۱ هجری قمری و در سن ۸۲ سالگی، در گازرگاه هرات دار فانی را وداع گفت و در مجاورت خانقاه شیخ عمو به خاک سپرده شد. مزار خواجه عبدالله انصاری در سال ۸۲۹ هجری قمری و توسط «شاهرخ میرزای تیموری» بازسازی شد.

آثار خواجه عبدالله انصاری چیست؟

«مناجات نامه یا الهی‌ نامه»، «طبقات الصوفیه»، «زادالعارفین»، «رساله دل و جان»، «الکشف عن منازل السائرین»، «تفسیر قرآن به فارسی یا کشف الاسرار و عده الابرار»، «رساله واردات»، «رساله مقولات»، «کنزالسالکین»، «رساله قلندرنامه»، «گنج‌نامه»، «نصایح»، «رساله هفت حصار» و «محبت‌نامه» بخشی از مهم‌ترین و معروف‌ترین آثار پیر هرات به شمار می‌آید.

نمونه ای از نثر مسجع در مناجات نامه:

الحمدلله. ستایش خدای مهربان، کردگار روزی رسان، یکتا در نام و نشان. خداوندی که ناجُسته، یابند و نادَریافته، شناسند و نادیده، دوست دارند. قادر است بی‌احتیال؛ قیوم است بی‌گشتن حال. در ملک ایمن از زوال؛ در ذات و نعت، متعال. لم یزل و لایزال؛ موصوف به وصف جلال و نعت جمال. عجز بندگان دید در شناخت قدر خود و دانست که اگر چند کوشند، نرسند و هرچه بپویند، نشناسند.

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی

الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم؛ گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم.

الهی، در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و برگشت های ما جز باران رحمت خود مبار. به لطف، ما را دست گیر و به کرم، پای دار.

الهی، بهشت و حور چه نازم، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.

الهی، اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی.

 

تعداد بازدید : ۳۹۷
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید